|

در ایران چه خبر است : ! /1/خبر جدید: بنام آزادی
به ایران و سربلندی کشورمان بیندیشیم
همین دیروز بود که خشم ِ جوان ِ دانشجو در جان ِ حکومت اسلامی گُر گرفت و نیرنگ او را آواز آری همین دیروز بود که اهریمن بر خود لرزید این سراسیمگی از برای ِ چیست که آرام و قرار را از شما ربوده؟ این تیغ و دشنه و درفش برای کی تیز شده است؟ برای دانشجو؟ معلم؟ زنان؟ کارگران؟ اما هیهات هیهات که دیر زمانی ست زمانه ی این سلاح ها زنگ زده است و بدانید! که این تدابیر از رونق افتاده است زیرا عزم ِ ملت جزم شده است تا از پس ِ تمامیت ِ تان را تغییری شایسته دهند

شعر از سیمین بهبهانی، بانوی شعرایران
بگو چگونه بنویسم یکی نه پنج تن بودند
نه پنج، بلکه پنجاهان به خاطرات من بودند
بگو چگونه بنویسم که دار از درخت آمد
درخت آن درختانی که خود تبر شکن بودند
بگو چگونه بنویسم که چوب دارها روزی
فشرده پای آزادی به فرق هر چمن بودند
نسیم در درختستان به شاخه ها چو می پیوست
پیام هاش دست افشان به سوی مرد و زن بودند
کنون سری به هر داری شکسته گردنی دارد
که روز و روزگارانی یلان تهمتن بودند
چه پای در هوا مانده چه لال و بی صدا مانده
معطل اند این سرها که دفتری سخن بودند
مگر ببارد از ابری بر این جنازه ها اشکی
که مادران جدا مانده ز پاره های تن بودند
ز داوران بی ایمان چه جای شکوه ام کاینان
نه خصم ظلم و ظلمت ها که خصم ذوالمنن بودند

اعدام
طرح از نيک آهنک کوثر : پنجشنبه, 18 شهریور 1389

هر شب قبل از خواب به یاد آوریم که امروز یک نفر از ما را اعدام کرده اند
ماشین اعدام و جنایت رژیم خون و جنون، در طول ۳۲ سال گذشته، ۲۴ ساعته در حال انجام وظیفه برای حفظ و حراست از رژیم کثیف اسلامی است
آنروز را ميبينم كه اين آدمکشان خون آشام در دادگاههاي ملي محاكمه ميشوند٠
هيچ شكي نداشته باشيم٠ولي براي رسيدن آنروز بايد يكصدا شويم و بر ترس خود غلبه كنيم٠
اين چند روز آينده سرنوشت ما ملت را بايد بما برگرداند ٠ايران٠ايران ٠ اي سرزمين عزت و افتخار و نصرت و دانش و فر و هوش ٠
دوره پستي و ذلت و خواري٠ عهد خموشي و مهنت و زاري٠ طي شد٠
بيائيم بآن باور داشته و آنرا بعمل نزديك كنيم٠ اين ديو كاغذي از شدت ضعف و ترس لرزه گرفته٠ وقت آنست كه ضربه هاي آخر رانوش جان كند٠

چه ظلمی بلاتر از اینکه مملکت از آن تو است ودلسوزانه میخواهی بهتر بسازی اش عقیده ات را میگویی آنگاه میگیرند وتورا به سیاهچال میاندازند این چگونه خدایی است که به یک کسی بنام علی خامنه ای که شاید حق کمتری از این ملک نسبت به این زندانیان هم داشته باشد این اجازه را میدهد که هم بگیرد هم ببندد هم بکشد هم زنان وفرزندان اینها را مانند ارزنگ دا ودی آواره کند

مقام معظم و محاربها
کاریکاتوراز نيک آهنگ کوثر : پنجشنبه, 18 شهریور 1389
***
هم چهار دیواری خانه این بچه هار ا از آنان بگیرد این اسمش اسلام است؟ اسمش عدالت است؟
این اسمش چیست ؟
آدم هر چه فکر میکند عقلش نمی پذیرد که این ملک مشاع را یک تعداد معدود آدم که بسیاری نیز عقب مانده تر از بقیه هستند ملک خصوصی خود بکنند.
تا کی باید این کشور مصیبت زده با اینگونه آدمها به این سرنوشت گرفتار باشد اصولا چرا باید زندان سیاسی باشد زندان جای دزد وآدکش است نه جای کسی که با سلیقه این آقایان موافق نیست خدا که نقشی در این بگیر وببند ها ندارد این خدای زمینی وشاید هم هم او خدای آسمانهای آدمخواران است که تنها وتنها این اجازه را به عواملش وخودش میدهد که با مردم اینگونه رفتار شود او این آدمها را اشتباه میبیند در نقش دشمن البته دشمن خودش یکی از مشکلاتی که جامعه امروزی ایران با آن مواجه است نداشتن آگاهی از قوانینی است که هم اکنون در دستور کار قرار گرفته و روند آن روز به روز گسترش مییابد.
در ایران هیچ قانونی مطبق بر قانون اساسی و یا نشات گرفته از قوانین بین المللی باشد,اجرا نمیشود.
قوه مقننه ،قوه قضاییه و قوه مجریه بصورت سمبلیک و تشریفاتی درآمده و هیچ کدام استقلالی از خود ندارند.
هیچ یک از آیات عظمی هم قدرت مداخله و یا سخنی بر خلاف رهبری ندارند و نمیتوانند داشته باشند.
تنها یک مکان یعنی"بیت رهبری"و تنها یک قانون یعنی "مهدویت" در حال حکمفرمایی ایران است.
در "تئوری مهدویت"،جنایت ،فساد،فحشا،اعتیاد و تمام مفاسد اجتمایی انگیزهای عملی برای ظهور "مهدی" دانسته شده است !
در "تئوری مهدویت"کوچکترین اعتراض به مفاسد اجتماعی و تلاشی برای بهبود آن در مغایرت با "ظهور" تلقی میشود !
در تئوری مهدویت خشونت "مقدس" است !
زندانی کردن ،شکنجه دادن،تجاوز،اعدام برای زودرس نمودن "ظهور" لازم است
***
اما به گزارش ذیل توجه فرمائید
یک زندانی سیاسی زندان مشهد: : بیشتر از ۵۰۰ متهم مواد مخدر در یکسال گذشته به صورت مخفیانه اعدام شده اند
کمیته گزارشگران حقوق بشر - در پی انتشار اخبار اعدام های مخفیانه در زندان وکیل آباد مشهد یکی از زندانیان سیاسی این زندان، در نامه ای افشاگرانه که نسخه ای از آن در اختیار کمیته گزارشگران حقوق بشر قرار گرفته است روایت دیگری از این اعدام ها را بازگو کرده است:
در زندان وکیل آباد مشهد فجایعی به وقوع می پیوندد که سبعیت آن توصیف ناپذیر است. اندرزگاه 5 زندان وکیل آباد مشهد رمزآلودترین و مخفی ترین بند زندان وکیل آباد مشهد بوده که با چیدن پتو در ورودی اندرزگاه در هنگام بازرسیهای بین المللی به عنوان انبار پتو معرفی می گردد و کمتر کسی اطلاعاتی دقیق از وضعیت آن دارد. اندرزگاه 5 زندان وکیل آباد مشهد شامل 4 بند به ترتیب:
بند 101: محکومین به اعدام به جرم فروش مواد مخدر بیش از 500 نفر
بند 102: اکثرا محکومین به قصاص، 300 نفر و دیگر جرائم حدود 250 نفر
بند 103: بند جوانان 18 تا 25 سال با جرائم سرقت،زنا، فروش مواد مخدر، حدودا 600 نفر
بند 104: جرائم سرقت، مواد مخدر، زنا، 25 ساله ها به بالا حدودا 600 نفر
در هر یک از بندهای 102، 103 و 104 حدودا 200 نفر محکومین به اعدام هستند که با تایید حفاظت زندان از بند 101 به آنجا منتقل شده اند.
***
|