|

در ایران چه خبر است : ! /24/خبر جدید: بنام آزادی
-
1 * اعتراض نود روزنامهنگار نسبت به هتک حرمت به عبدالرضا تاجیک
-
2*هشدار دیده بان حقوق بشر نسبت به وضعیت جسمانی کبودوند
-
3*حکم اعدام جعفر کاظمی تائید و به اجرای احکام ارسال شد رودابه اکبری،همسر جعفر کاظمی، طی نامهای از دبیر کل سازمان ملل برای متوقف کردن حکم اعدام همسرش کمک خواسته است
-
4*توزیع غذای آلوده در بند ویژه روحانیت زندانیان بند ویژه روحانیت که آیت الله کاظمینی بروجردی از روحانیون سرشناس و معترض جزو آنان است از روز سه شنیه تا کنون از خوردن غذاهای زندان امتناع نموده اند که این امتناع با توجه به نبود تغذیه مناسب، زندانیان را با مشکلات عدیده ای مواجه کرده است.
-
5*یک مرد در قزوین اعدام شد
-
6*حکم اعدام سه تن از زندانیان زندان کارون اهواز به اتهام قاچاق مواد مخدر صبح دیروز در شهرستان اهواز اجرا شد
-
7*جمعی از مسیحیان ساكن مشهد در یك برنامه ریزی از پیش تعیین شده توسط نیروهای امنیتی اطلاعات مشهد بازداشت شدند
-
8*گزارش تفصیلی از شرایط زندانیان حوادث انتخابات به تفکیک محرومیت ها
-
9*بی اطلاعی از وضعیت هدی صابر روزنامه نگار ، مترجم ، و از فعالان فعال ملی مذهبی ناعادلانه است/ همسر صابر: شکایت می کنم
-
10*پدر احمد نعیم آبادی دیه نمی گیرم، آمران را محاکمه کنید
-
11* انتقال عبدالله مومنی ،بهمن احمدی امویی و احمد کریمی به سلول انفرادی
-
12 * ۱۱ ماه از حبس محمد رضا رجبی ،منشی ویژه هاشمی رفسنجانی گذشت
-
13*در تداوم سرکوب شهروندان بهایی ساکن در ایران یک فرد در آبادان بازداشت شد و گورستان بهائیان در کرمان تخریب شد. 14*گروکشی همسر و برادر همسر محمد مصطفایی برای بازداشت وی
-
15*سربازجوی وزارت اطلاعات محبی وادار به تن دادن به خواسته های یک زندانی سیاسی شد
-
16*گزارشی از زندان رجائی شهر به هر آنکس که گوش شنوایی دارد(زندانی سیاسی سعید ماسوری) 17* قطع ناگهانی ارتباط زندانیان سیاسی بخصوص محکومین به اعدام باعث نگرانی شدید خانواده ها شده است
-
18*ایجاد فشارهای معیشتی غیر مستقیم علیه خانواده فعال سندیکایی
-
19*حملات سازمان یافته علیه زندانی سیاسی در زندانهای مختلف
-
20*انتقال زندانی سیاسی رضا جوشن در حالت کما به بهداری زندان
-
21*حراست شرکت اتوبوس رانی تهران از ادامه بکار فعال سندیکایی ممانعت به عمل می آورد
-
22*حکم سنگین و غیر انسانی فعال دانشجویی پیمان عارف در دادگاه تجدید نظر عینا مورد تایید قرار گرفت
-
23*انتقال زندانی سیاسی ارژنگ داودی در دومین هفته اعتصاب غذا به بهداری زندان 24* پس از ضرب و شتم و اهانت به زندانی خالد حردانی او را به سلولهای انفرادی منتقل می کند. پنجشنبه, 07 مرداد 1389

" چهره دژخیمان جمهوری اسلامی"

ضحاک ماردوش"بزرگترین تروریست بین المللی
علی خامنه ای بز ر گ ترین جنایتکار و ناقص حقوق بشرو دست یاران او بایددر داگاههای بین المللی محاکمه بشوند
مسئولیت مستقیم جان زندانیان سیاسی به عهده علی خامنه ای است.
***

*سکوت و بی عملی خانم ناوانتم پیلای کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد که وظیفه اصلی او حفظ و حراست از دست آوردهای بشری که برای آن میلیونها انسان جان خود را فدا کرده اند باعث شده است که مامورین ولی فقیه در جنایت علیه بشریت در زندانها ، خیابانها ،دانشگاه،منازل ابعاد غیر قابل تصویری را ایجاد کنند. تا آنجایی که خانواده های بی گناه وکلاء (محمد مصطفایی) به گروگان گرفته می شوند. وکیل(اولیائی فرد) زندانی می شود. فعالین حقوق بشر(نرگس محمدی) در مقایل چشمان بهت زنده و گریان فرزندانشان شبانه وحشیانه دستگیر و به شکنجه گاه 209 زندان اوین برده می شوند و مورد شکنجه و تهدیدات اخلاقی قرار می دهند. آقای تاجیک در مقابل بازجویانی که نام معاون دادستان و بازپرس بر خود نهاده اند مورد هتک حرمت قرار می گیرد. البته اینها افرادی شناخته شده جامعه هستند. حال باید تصور کرد که در حق زندانیان سیاسی گمنام چه جنایتهایی روا داشته می شود. خانم ناوانتم پیلای کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، فریاد سازمانهای حقوق بشری بین المللی باا نتشار بیانیه های اعمال جناتکارانه رژیم ولی فقیه علی خامنه ای علیه مردم ایران جهان را فرا گرفته است اگر ناتوان از جلوگیری از جنایت علیه بشریت در ایران هستید. لذا به خواست ملت ایران تن در دهید و پرونده جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه عالی خامنه ای را به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع دهید تا تصمیمات لازم اجرا در این باره گرفته شود.
***
25*اسامی شانزده زندانی سیاسی اوین که در اعتصاب غذا بسر ميبرند کلمه :اسامی شانزده زندانی سیاسی که سه روز پیش و هم زمان با سالروز میلاد امام زمان (عج ) از بندعمومی ۳۵۰ به سلول های انفرادی بند ۲۴۰ منتقل شده بودند ، مشخص شد.همه این زندانی ها در اعتراض به انتقال شان به سلول انفرادی اعتصاب غذای خود را آغاز کردند. بهمن احمدی امویی و کیوان صمیمی نخستین زندانی هایی بودند که ظهر دوشنبه به سلول انفرادی منتقل شدند .بقیه زندانی های ساعت سه بامداد روز سه شنبه از سلول های خود در بند ۳۵۰ به سلول های انفرادی در بند ۲۴۰ منتقل شدند. براساس گزارش های رسیده به کلمه ،اسامی این زندانی ها که به خاطر اعتراض یه رفتار نامناسب ماموران و مسوولان زندان و همچنین شرایط نامناسب بند ۳۵۰ از جمله مانع تراشی در ملاقات زندانیان ، از سه روز پیش به سلول انفرادی منتقل شده اند ،عبارت است از:علی ملیحی فعال دانشجویی و عضو ادوار تحکیم وحدت ، بهمن احمدی امویی روزنامه نگار ،حسین نورانی نژاد روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت , عبدالله مومنی فعال دانشجویی و سخنگوی ادوار تجکیم ،علی پرویز فعال دانشجویی ،حمیدرضا محمدی فعال سیاسی ،جعفراقدامی فعال مدنی ،بابک بردبار عکاس خبری ،ضیا نبوی دانشجوی محروم از تحصیل ،ابراهیم(نادر)بابایی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ایران و عراق ،کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر و وب نگار ،مجید دری فعال دانشجویی ، مجید توکلی فعال دانشجویی ، کیوان صمیمی روزنامه نگار ،غلامحسین عرشی ،پیمان کریمی آزاد از بازداشت شدگان حوادث عاشورا از میان این زندانیان بهمن احمدی امویی از سه روز پیش اعتصاب غذای خود را آغاز کرده است و روز بعد از آن پنج نفر دیگر از جمله مجید توکلی ، عبدالله مومنی و کوهیار گودرزی به این اعتصاب غذا پیوستند . سایر این زندانی ها در حمایت از اعتصاب غذای یاران خود ،از امروز( پنج شنبه) اعتصاب غذا کرده و گفته اند که تا تحقق خواسته هایشان دست از اعتصاب بر نمی دارند. درخواست زندانیان پوزش ماموران و مسوولان زندان از زندانیان به خاطر رفتار نامناسب و همچنین بازگرداندن تمامی این شانزده زندانی به بند عمومی است.
***
26*دستگیری 159 دختر و پسر در پارتی شبانه مشرق : 159 دختر و پسر نیمه عریان در پارتی شبانه در باغی در منطقه مشکین دشت کرج، توسط ماموران انتظامی دستگیر شدند. به گزارش مشرق، پس از تحقیقات به عمل آمده توسط پلیس امنیت مبنی بر برگزاری پارتی های شبانه در باغی در منطقه مشکین دشت کرج، عوامل پلیس امنیت طی هماهنگی های انجام شده با مرجع قضایی در محل پارتی مذکور حاضر شده و افراد حاضر در آن مکان را که تعداد 80 نفر مرد و 79 نفر زن، به صورت نیمه عریان و در حال مصرف مشروبات و اعمال منافی عفت دستگیر کردند. گفته می شود برگزاری پارتی های شبانه در باغ های حاشیه شهرها افزایش یافته و برگزار کنندگان این پارتی ها در اینگونه باغها احساس امنیت بیشتری دارند. به همین دلیل پارتی های شبانه از شهرها در حال انتقال به باغ های حاشیه ای است. اخیرا برگزاری پارتی های مختلط از سوی شرکت های هرمی برای عضوگیری، افزایش یافته است
***
27* گاردین: زن محکوم به سنگسار پس از شنیدن خبر محکومیتش از حال رفت به نوشته گاردین یکی از هم بند های سکینه محمدی آشتیانی که به سنگسار محکوم شده بود زمانی که وی خبر سنگسار شدنش را شنید از حال رفت. این زن به مدت دو سال با خانم آشتیانی در یک سلول بوده است. شهناز غلامی ۴۲ ساله که به جرم دفاع از حقوق اقلیت آذری به مدت چهار سال زندانی بوده است و هم اکنون در پاریس تقاضای پناهندگی کرده است. شهناز غلامی میگوید: «دراواسط نوامبر ۲۰۰۸ بود که در اوایل صبح نگهبانان ما را از خواب بیدار کردند و گفتند باید برای دادگاه آماده شویم. سپس ما را از زندان به دادگاه بردند. خانم آشتیانی(محمدی) نگران فرزندانش بود ولی هرگز تصور دریافت حکم سنگسار را نمیکرد. پس از دادگاه ما دوباره همدیگر را دیدیم . وی سراسیمه بود و قدرت تکلم نیز داشت.» زن ۴۳ ساله مادر دو فرزند وقتی خبر دارشد به سنگسار محکوم شده است از حال رفت. وی برای چند روز مانند روح سرگردان بود و کاملا در شوک قرار داشت. او مرتب گریه میکرد و من دیگر تا آخرین روزی که او رادرزندان دیدم همواره گریان بود». به گفته خانم غلامی که توسط منابع مستقل قابل تایید نیست خانم آشتیانی در زندان تبریز شکنجه شده است.
****
حکم سنگین و غیر انسانی فعال دانشجویی پیمان عارف در دادگاه تجدید نظر عینا مورد تایید قرار گرفت
بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" حکم غیر انسانی و غیر قانونی در دادگاه بدوی فعال دانشجویی پیمان عارف عینا توسط شعبه 54 تجدید نظر دادگاه انقلاب تایید گردید. حکم صادر شده توسط شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران برای پیمان عارف روزنامه روزنامه نگار و فعال دانشجویی که در حال حاضر به صورت مشروط و موقت بیرون از زندان به سر میبرد عینا توسط شعبه 54 تجدیدنظر دادگاه انقلاب تایید شد. در این پرونده که مربوط است به بازداشت پیمان عارف در روزهای نخست پس ازانتخابات وی توسط قاضی پیرعباسی به اتهام تبلیغ علیه نظام از طریق انتشارمقالات و نوشته ها و نیز مصاحبه با رسانه های خارجی بویژه صدای امریکا و رادیو فردا به تحمل یک سال زندان و به اتهام اهانت به رییس جمهور از طریق نگارش نامه سرگشاده به احمدی نژاد در مقطع رقابتهای انتخاباتی سال گذشته به تحمل 74 ضربه شلاق محکوم گردیده است. همچنین شعبه 54 تجدیدنظر در خصوص محرومیت مادام العمر این سردبیر ماهنامه توقیف شده ایرانمهر از حرفه روزنامه نگاری و هرگونه فعالیت مطبوعاتی که رای بدوی صادره توسط قاضی پیرعباسی آمده بود ،به استناد نص ماده 19 قانون مجازات اسلامی ضمن تایید محرومیت مذکور ،مدت زمان آن را به 15 سال کاهش داده است. رای شعبه 54 تجدیدنظر قطعی بوده و لازم الاجرا میباشد. گفتنی است پیمان عارف که به دلیل شرایط زندان با تشدید بیماری قلبی اش مواجه است در حال حاضر در حال مداوای بیماری اش در خارج از زندان میباشد. لازم به ذکر است رای تجدیدنظر در چارچوب رویه غیرقانونی دادگاه انقلاب مبنی بر عدم ابلاغ قانونی آراء ،به رویت سید محمدرضا فقیهی یکی از وکلای عارف رسیده است. فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،صدور احکام سنگینی وغیر انسانی علیه فعالین دانشجوئی را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به سرکوب مردم ایران است. خالد حردانی در سوحین روز اعتصاب غذای خود بسر می برد بنابه گزارشات رسیده به"فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران"زندانی خالد حردانی در اعتراض به شرایط طاقت فرسا و ناراحتی حاد جسمی اقدام به اعتصاب غذا نموده است. زندانی خالد حردانی که پس از ضرب و شتم به سلولهای انفرادی بند 1 معروف به سگدونی منتقل شده است . در اعتراض به شرایط طاقت فرسا و غیر انسانی و بیماری حاد جسمی از 31 تیرماه در اعتصاب غذا بسر می برد. با ایجاد شرایط طاقت فرسا و غیر انسانی زندانیان را وادار به اعتصاب غذا می نمایند. در حال حاضر علاوه بر خالد حردانی زندانی سیاسی ارنگ داودی در اعتصاب غذا بسر می برد فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ،نسبت به خطری که جان زندانیان سیاسی کهوادار به اعتصاب غذا می شوند هشدار می دهدو از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای نجات جان زندانیان سیاسی در ایران است.
***** وضعیت جسمی خالد حردانی در سلولهای انفرادی حاد می باشد بنابه گزارشات رسیده به" فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران"زندانی خالد حردانی در سلول انفرادی دچار حمله تنفسی شده است و شرایط جسمی او حاد گزارش شده است . بامداد روز جمعه اول مرداد ماه حوالی ساعت 02:30 زندانی خالد حردانی در سلول انفرادی دچار حمله تنفسی شد و وضعیت جسمی او حاد گردید.علیرغم وضعیت حاد جسمی ولی او را برای درمان به بهداری زندان منتقل نکردند و با آن شرایط حاد در سلول انفرادی نگه داشته اند.هنوز از علت اصلی حمله تنفسی اطلاعی در دست نیست و به علت بودن در سلول انفرادی اطلاع یافتن از شرایط جسمی او بسیار دشوار می باشد. زندانی خالد حردانی از ناراحتی حاد معده و حلق و بینی رنج می برد ولی از درمان جدی او تا به حال خوداری شده است. از طرفی دیگر وقتی که زندانیان سیاسی نسبت به یورش باندهای مافیایی که به دستور رئیس بند محمود مغنیان که در سرکوب و پخش مواد مخدر نقش دارند به او اعتراض کردند.محمود مغنیان اعتراف کرد که حمله کنندگان بدستور او یورش به زندانیان سیاسی را انجام داده اند. مغنیان گفت:«خوب، من یه طرفداریی دارم که به دفاع از من شما را می زنند،پس مواظب خودتون باشید و ...»
محمود مغنیان از جمله کسانی است که در کشتارهای دهۀ 60 و بخصوص سال 67 در زندان گوهردشت کرج نقش داشته است و تعداد زیادی از زندانیان سیاسی را خود اعدام کرده است.این فرد همچنین از مجریان حملات خونین علیه زندانیان سیاسی بوده است که در جریان این حملات خونین زنده یاد امیر حسین حشمت ساران و بهروز جاوید طهرانی و افشین بایمانی و سایر زندانیان آسیب جدی دیدند.این فرد از جنایتکاران علی بشریت است و بارها نام و اعمال جنایتکارنه او در بیانیه های ما (فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ) اعلام شده است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، نسبت به خطری که جان این زندانی بیمار را در سلولهای انفرادی تهدید می کند هشدار می دهد و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به جنایت علیه بشریت در زندانهای ولی فقیه علی خامنه ای است. ***** انتقال زندانی سیاسی ارژنگ داودی در دومین هفته اعتصاب غذا به بهداری زندان بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" زندانی سیاسی ارژنگ داودی در دومین هفتۀ اعتصاب غذا ی خود در اعتراض به سرکوب و محدودیتهای غیر انسانی علیه زندانیان سیاسی به بهداری زندان گوهردشت کرج منتقل شد. زندانی سیاسی ارژنگ داودی که در اعتراض به شرایط غیر انسانی و محدودیتها از روز چهارشنبه 23 تیر ماه وادار به اعتصاب غذا شده است . در دومین هفتۀ اعتصاب غذای خود در اثر به وخامت گراییدن شرایط جسمی اش به بهداری زندان گوهردشت کرج منتقل شد.آقای داودی از ضعف شدید،سر درد و سرگیجه و سایر موارد رنج می برد. زندانی سیاسی ارژنگ داودی در اعتراض به سلب حقوق اولیه اش از روز 23 تیرماه وادار به اعتصاب غذا شد.او خواستار حقوق اولیه خود که از جمله آنها؛ پایان دادن به محدودیتها مانند محرومیت از تماس با خانواده اش،پایان دادن به تصرف منزل شخصی و آوارگی این خانواده و رسیدگی پزشکی به بیماریهایش و بیماری سایر زندانیان سیاسی است. زندانیان سیاسی از زمان انتقال به بند3 معروف به بند کارگری ناچار هستند که در حضور پاسداربندها با خانواده هایشان و بخصوص با همسران خود صحبت کنند. پاسداربندها بی شرمانه به صحبتهای خانوادگی آنها گوش فرا میدهند. زندانیان سیاسی که در حال حاضر در بند 3 زندان گوهردشت در اسارت بسر می برند عبارتند از؛ ارژنگ داودی،منصور اسالو، ،منصور رادپور، ،مسعود باستانی،علیرضا کرمی خیر آبادی،بهنام فیدج، مصطفی اسکندری، احمد زید آبادی مهدی محمودیان،رضا رفیعی و حشمت الله طبرزدی می باشند.
لازم به يادآوري است که زنداني سياسي ارژنگ داودي در آبان ماه 1382 دستگير و 16 ماه بعد توسط حسن زارع دهنوي معروف به قاضي حداد مورد محاکمه قرار گرفت و به حکم سنگين و غير انساني 15 سال زندان و 70 ضربه شلاق محکوم شد. حسن زارع دهنوی هيچگاه حکم محکومیت او رابصورت کتبی در اختیار وی و وکیلش قرار نداد. عليرغم گذشت سالها از بازداشتش هنوز حکم قطعي وي در ابهام است و در انتظار تشکيل دادگاه بسر مي برد.آقای داودی در طی مدت بازداشت به زندانهای مختلفی تبعید شد از زندان اوین به زندان بندر عباس و سپس به زندان گوهردشت کرج تبعید گردید.حسن زارع دهنوی معروف به حسن حداد از متهمان اردوگاه مرگ کهریزک دستور پلمپ منزل شخصی آقای داودی صادر کرده بود و علیرغم در پلمپ بودن آن را بطور غیر مستقیم به تصرف خود در آورده است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، نسبت به شرایط قرون وسطائی ایجاد شده که زندانیان سیاسی را وادار به اعتصاب غذا می کند و تهدیداتی که متوجه جان آنها است هشدار می دهد و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به جنایت علیه بشریت در زندانهای این رژیم است. ***** حراست شرکت اتوبوس رانی تهران از ادامه بکار فعال سندیکایی ممانعت به عمل می آورد بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" حراست شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه از ادامه به کار فعال سندیکایی سعید ترابیان ممانعت به عمل می آورد. فعال سندیکایی سعید ترابیان روز شنبه 2 مرداد ماه به اداره مرکزی شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه مراجعه کرد و قصد داشت که به کار خود ادامه دهد ولی با مخالفت فردی بنام مرشدلو از مسئولین حراست شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه که عملا شعبه ای از وزارت اطلاعات می باشد مواجه شد.
فعال سندیکایی سعید ترابیان نزدیگ به 8 ساعت در اداره مرکزی برای ادامه بکار خود با حراست اتوبوس رانی مشغول رایزنی بود.این در حالی است که معاون اداره اتوبوس رانی تهران با ادامه به کار آقای ترابیان موافقت کرده بود.
مرشدلو یکی از افراد حراست شرکت واحد اتوبوس رانی تهران می باشد که در سرکوب کارکنان شرکت واحد تهران نقش فعالی دارد. او در جریان اعتصابات سال 84 در دستگیری و پرونده سازی علیه کارکنان نقش داشت و همچنین در پرونده سازی و بازجویی و ممانعت بکار فعالین سندیکایی نقش فعال دارد و تنها فردی است از حراست که توسط کارکنان شناخته شده است.
حراست شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه شعبه ای از وزارت اطلاعات می باشد که در طبقه دوم اداره مرکزی شرکت واحد در خیابان هنگام میدان رسالت مستقر است . هیچ کارمندی حق ورود به این طبقه را ندارد. افرادی که در آنجا مشغول به کار هستند برای سایر کارکنان شرکت ناشناخته هستند و سعی نمی کنند که توسط سایر کارکنان دیده شوند. این طبقه کاملا محرمانه است. اسامی افراد حراست در پرسنلی شرکت واحد ثبت نشده است و حقوق آنها توسط شرکت واحد پرداخت نمی شود.هنگامی که کارکنان شرکت واحد به این طبقه که حراست در آن مستقر است احضار می شوند توسط بلندگو از آنها بازجویی می کنند و چهره افراد سئوال کننده نامشخص و پشت دیوارهای شیشه ای و دودی قرار دارند و دیده نمی شوند. شیوه برخورد آنها با پرسنلی که به حراست احضار می شوند همانند بازجوهای وزارت اطلاعات است.
سعید ترابیان مسئول روابط عمومی سندیکای اتوبوس رانی تهران و حومه روز 19 خرداد ماه با یورش مامورین وزارت اطلاعات به منزل شخصی او دستگیر و به سلولهای انفرادی بند سپاه منتقل شد. او نزدیک به 36 روز در سلولهای انفرادی این بند تحت شکنجه های شدید روحی قرار داشت و تا روز 29 تیرماه در زندان گوهردشت کرج در بازداشت بسر برد و با وثیقه سنگین مالی از زندان آزاد شد. رضا شهابی فعال دیگر سندیکای اتوبوس رانی تهران و حومه که در روز 22 خرداد ماه در حین انجام کارش ربوده شد و به سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوین منتقل شد و همچنان در این بند مخوف بسر می برد.از شرایط و وضعیت این فعال سندیکایی خبری در دست نیست. لازم به یادآوری است که دو تن از رهبران سندیکای اتوبوس رانی تهران و حومه آقایان منصور اسالو و ابراهیم مددی تنها به جرم حق داشتن سندیکای کارگری چند سال است که در شرایط طاقت فرسایی در زندان بسر می برند. فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،ممانعت از ادامه به کار فعال سندیکایی سعید ترابیان را محکوم می کند و از سازمان جهانی کار و سندیکاهای کارگری بین المللی خواستار حمایت از فعالین سندیکایی در ایران است. ***** انتقال زندانی سیاسی رضا جوشن در حالت کما به بهداری زندان بنابه گارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" زندانی سیاسی رضا جوشن در ششمین روز اعتصاب غذای خود به کما فرو رفت و با برانکارد به بهداری زندان گوهردشت کرج منتقل گردید. روز دوشنبه 4 مرداد ماه حوالی ساعت 10:45 زندانی سیاسی رضا جوشن در حالی که در اغما فرو رفته بود با برانکارد به بهداری زندان منتقل شد.هنگام انتقال به بهداری به زندانیان اجازه نزدیگ شدن به او را نمی دادند و بنابه گفته شاهدان عینی وضعیت جسمی او بسیار وخیم است.جان این زندانی در معرض خطر جدی قرار دارد.رضا جوشن وارد ششمین روز اعتصاب غذای خود شده است. علت فرو رفتن به کما مبهم می باشد رضا جوشن 30 تیر ماه در اعتراض به شرایط طاقت فرسا و محدودیتهای غیر انسانی اقدام به اعتصاب غذا نمود. او در بیانیه ای که به مدیر داخلی زندان فردی بنام گرامی و به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ارسال نموده است دلایل وادار شدن به اعتصاب غذا خود را به قرار زیر اعلام کرده است.
-
1- مشخص نشدن وضعیت آینده که به بند عمومی منتقل نشدم
-
2- نداشتن حق تماس و ملاقات با مادرم خانم زهرا اسدپور گرجی فرزند حبیب الله که در حال حاضر در بند نسوان تحمل حبس می نماید.
-
3- عدم امکان ملاقات و تماس تلفنی با خانواده ام که در خارج از زندان زندگی می کنند
سربازجو محبی پس از شکنجه های وحشیانه جسمی و روحی این زندانی دستور انتقال او را به فرعی 17 بند 6 را صادر کرد.او بصورت ایزوله کامل می باشد.فرعی مزبور برای تحت فشار قرار دادن زندانیان مورد استفاده قرار می گیرد. سربازجو محبی همچنین خانم زهرا اسدپور گرجی مادر رضا جوشن رانزدیگ به 4 ماه از داشتن هرگونه ارتباطی با خانواده و فرزندش محروم کرده است.این فرد زندانی سیاسی رضا جوشن را تهدید به حذف فیزیکی کرده بود.محبی از مسئولین و سربازجویان وزارت اطلاعات در کرج می باشد.اودستور دستگیری فعالین دانشجوی،کارگری،زنان ،سیاسی،دراویش و شرکت کنندگان در اعتراضات را صادر می کند. او همچنین دستگیر شدگان را همراه با بازجوی دیگری بنام رضا عارفی در بند سپاه زندان گوهردشت کرج مورد بازجویی و شکنجه های جسمی و روحی قرار میدهد.این فرد همچنین خانواده های زندانیان سیاسی را مورد تهدید وتحت فشارهای غیر انسانی خود قرار میدهد.او از جنایتکاران علیه بشریت می باشد و در سه دهۀ اخیر مرتکب جنایتهای فراوانی شده است.
زندانی سیاسی رضا جوشن 25 ساله 10 آذر ماه با یورش مامورین وزارت اطلاعات در منزل دستگیر و به سلولهای انفرادی بند سپاه منتقل شدو پس از 2 ماه از بند سپاه به بند 4 منتقل شد.مامورین وزارت اطلاعات همچنین در روز16 آذرماه به منزل خانواده جوشن یورش بردند و خانم زهرا اسدپور گرجی مادر این خانواده را دستگیر و به سلولهای انفرادی بند سپاه منتقل کردند و پس از چند هفته بازجویی و شکنجه های جسمی و روحی به بند زنان زندان گوهردشت کرج منتقل کردند. زندانی سیاسی زهرا اسد پور گرجی و فرزندش( فاطمه جوشن) پیش از این بدلیل دیدار خانوادگی با فرزندش در قرار گاه اشرف در عراق دستگیر و 14 ماه در زندان گوهردشت کرج بسر بردند و پس از پایان محکومیت غیر انسانی خود آزاد شدند. خانم زهرا اسدپور گرجی و فرزندش رضا جوشن 19 بهمن ماه 1388 در شعبه 1 دادگاه انقلاب توسط فردی بنام عاصف حسینی رئیس این شعبه به حکم سنگین و غیر انسانی 1 سال تبعید به زندان زنجان و 4 سال تبعید به روستای قیلار زنجان محکوم شدند.
در حال حاضر در زندان گوهردشت کرج علاوه بر زندانی سیاسی رضا جوشن،زندانی سیاسی ارژنگ داودی و زندانی خالدی حردانی وادار به اعتصاب غذا شده اند. لازم به یادآوری به دستور وزارت اطلاعات و مسئولین زندان تا به حال تعدادی از زندانیان سیاسی را در حین اعتصاب غذا به قتل رسانده اند از جملۀ آنها زنده یاد اکبر محمدی و ولی الله فیض مهدوی می باشند. فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،نسبت به خطر جدی که متوجه جان زندانیان سیاسی که وادار به اعتصاب غذا شده اند هشدار میدهد و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات فوری برای نجات جان زندانیان سیاسی در ایران است. *****
حملات سازمان یافته علیه زندانی سیاسی در زندانهای مختلف بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" دانشجوی زندانی حسن ترلانی در زندان کرمان مورد ضرب وشتم و تهدید به قتل شد. دانشجوی زندانی حسن ترلانی 23 ساله که برای طی محکومیت غیر قانونی و غیر انسانی 10 ساله خود به زندان کرمان تبعید شده است. او تنها زندانی سیاسی است که در زندان کرمان در میان زندانیان عادی و خطرناک قرار دارد. دانشجوی زندانی توسط یک پاسدار زندانی بنام علی ملک که در قتلهای زنجیره ای زنان در کرمان دستگیر شده است بدون هیچ دلیل و بهانه ای مورد تهاجم قرار گرفت. این فرد در حالی که عربده می کشید خطاب به دانشجوی زندانی گفت: تو محاربی تو مرتدی ،خون تو مباح است من تو را می کشم به او حمله ور شد.پاسدار علی ملک در حال حاضر از اختیارات ویژه ای در این بند برخوردار است. علی ملک با فتوای یکی از آخوندهای کرمان زنان نگون بخت را با طرح قبلی فریب میداد و آنها را به قتل می رساند. این مسئله در کرمان معروف به قتلهای زنجیره ای زنان می باشد. در روزهای اخیر حملات سازمان یافته علیه زندانیان سیاسی شدت گرفته است. از جمله حملاتی که تا به حال علیه زندانیان سیاسی صورت گرفته است و ما از آن مطلع شدیم یورش به دانشجوی زندانی هود یازرلو در زندان گوهردشت کرج و زندانی خالد حردانی می باشد.
این حملات توسط بازجویان وزارت اطلاعات طراحی و به اجرا گذاشته می شود. حمله به دانشجویان زندانی هود یازرلو و حسن ترلانی توسط سربازجویان زندان اوین علوی و سعید شیخان که پرونده آنها در دستشان می باشد طراحی شده است. اوامر این افراد به رئیس زندانها داده می شود. بعنوان مثال در زندان گوهردشت کرج توسط علی حاج کاظم و علی محمدی رئیس و معاون زندان،کرمانی و فرجی رئیس و معاون اطلاعات زندان و محمود آخریان از شرکت کنندگان در کشتار سال 67 و حملات خونین علیه زندانیان سیاسی سپرده می شود.محمود مغنیان رئیس بند 4 زندان گوهردشت کرج در جواب به اعتراض زندانیان سیاسی گفته است:« خوب،من یه طرفدارایی دارم که به دفاع از من شما را می زنند،پس مواظب خودتون باشید و ...»
لازم به یادآوری است دانشجوی زندانی حسن ترلانی ۲ اسفند ۱۳۸۶ با یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. او به مدت ۸۸ روز در این بند تحت شکنجه های جسمی و روحی یکی از سربازجویان وزارت اطلاعات بنام سعید شیخان قرار داشت و با توصیه این شکنجه گر به فردی بنام محسنی رئیس شعبه ۲۲ دادگاه انقلاب به حکم سنگین و غیر انسانی ۱۰ سال زندان و تبعید به زندان مرکزی کرمان محکوم شد. آقای ترلانی بخاطر سوابق سیاسی خانواده اش درمخالفت با این رژیم به این محکومیت سنگین محکوم شده است. پدر بزرگ آقای ترلانی به نام حسنعلی صفایی که از بازاریان شناخته شده و مورد احترام مردم بود، در دهۀ ۶۰ توسط این رژیم اعدام گردید.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، حملات سازمان یافته توسط بازجویان وزارت اطلاعات علیه زندانیان سیاسی اسیر و بی دفاع را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به جنایت علیه بشریت در ایران است. ***** ایجاد فشارهای معیشتی غیر مستقیم علیه خانواده فعال سندیکایی بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" افشای اعمال سرکوبگرانه و غیر قانونی حراست شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه باعث گردید که فعال سندیکای شرکت واحد بکار خود بازگردانده شود. روز دوشنبه 4 مرداد ماه سعید ترابیان مسئول روابط عمومی سندیکای شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه بر اثر افشای اعمال سرکوبگرانه و غیر قانونی حراست شرکت واحد تهران وادار به عقب نشینی شد و آقای ترابیان از روز دوشنبه 4 مرداد ماه به محل کار خود در شرکت واحد بازگشت و مشغول بکار شد. اما آنها به آقای ترابیان تاکید کردند بابت مدتی که غیبت داشته است (مدت بازداشت غیر قانونی اخیر توسط وزارت اطلاعات) باید به کمیته انظباطی شرکت واحد مراجعه کند تا در مورد او تصمصم گیری شود. از طرفی دیگر تمامی حسابهای بانکی از جمله شماره حساب بانکی که در بانک گشاورزی داشتند که حقوق ماهیانه شرکت واحد به آنجا واریز می شد را مسدود کرده اند. آقای ترابیان از بانک خواستار روشن شدن علت انسداد حساب بانکی خود شده است.مسئولین بانک به او اعلام کردند که سه روز پس از بازداشت وی، شعبه 6 بازپرسی دادگاه انقلاب کرج طی حکمی دستور مسدود کردن حساب بانکی او را صادر کرده است..انسداد حساب بانکی باعث شده است که او برای امرار معاش خانواده اش با شرایط سختی مواجه شود.مسئولین بانک همچنین اعلام کرده اند رفع مسدودیت حساب بانکی فقط با موافقت دادگاه انقلاب کرج امکان پذیر است. آقای ترابیان به دادگاه انقلاب کرج مراجعه کرده است و خواستار رفع مسدودیت حساب بانکی خود شده بود. اما دادگاه انقلاب به او پاسخ داده است که باید تا زمان تشکیل دادگاه منتظر بماند. این در حالی است که هنوز تاریخی برای تشکیل دادگاه تعیین نشده است. همچین وزارت اطلاعات حاضر به پس دادن وسائل شخصی آقای ترابیان که در جریان یورش به منزلش با خود برده اند، نیست.در جریان یورش مامورین وزارت اطلاعات به منزل آقای ترابیان وسایل شخصی او و خانواده اش را با خود بردند که از جمله آنها تلفنهای همراه خود و همسرش،کامپیوتر،سی.دی،دوربین عکاسی و سایر وسائل شخصی می باشد. فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،مسدود کردن حساب بانکی که باعث ایجاد فشارهای معیشتی بر این خانواده است و همچنین سرقت وسائل شخصی افراد را محکوم می کند و از سازمان جهانی کار خواستار حمایت عملی از فعالین سندیکایی در ایران است. **** قطع ناگهانی ارتباط زندانیان سیاسی بخصوص محکومین به اعدام باعث نگرانی شدید خانواده ها شده است بنابه گزارش رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" ابراز نگرانی شدید خانواده های زندانیان سیاسی محکوم به اعدام و سایر خانواده ها نسبت به قطع ناگهانی و غیر معمول تماسهای زندانیان سیاسی بند 350 زندان اوین هستند. به دستور بازجویان وزارت اطلاعات تماسهای زندانیان سیاسی با خانواده های آنها بطور ناگهانی و غیر معمول قطع گردید.این مسئله باعث نگرانی شدید خانواده ها زندانیان سیاسی و بخصوص خانواده های که عزیزان آنها محکوم به اعدام هستند ایجاد کرده است. از آنجایی که در آستانه قتل عام زندانیان سیاسی سال 67 قرار داریم و آن زمان قتل عام با قطع تماسهای زندانیان سیاسی آغاز و به قتل عام گسترده و بی سابقه تاریخ ایران تبدیل گردید که توسط سازمانهای حقوق بشری بین المللی جنایت علیه بشریت نامیده شد. در حال حاضر تعدادی از زندانیان سیاسی محکوم به اعدام در بند 350 زندان اوین زندانی هستند که اسامی تعدادی از آنها به قرار زیر می باشد ؛ جعفر کاظمی ،محمد علی حاج آقایی،محسن دانشپور مقدم ،احمد دانشپور مقدم و ... می باشند. روز دوشنبه 4 مردادماه پس از برخوردهای وحشیانه با بعضی از خانواده های زندانیان سیاسی و حتی ضرب وشتم یکی از خانواده ها که از شهرستان برای ملاقات با عزیزانشان به بند 350 زندان اوین مراجعه کرده بود. همچنین رفتارهای غیر انسانی و توهین آمیز با زندانیان سیاسی در سالن ملاقات بند 350 توسط پاسداربندهای ولی فقیه علی خامنه ای منجر به اعتراضات گسترده زندانیان سیاسی و سر دادن شعارهای گردید که باعث وحشت پاسداربندها و بخصوص بزرگ نیا شکنجه گر ورئیس بند 350 گردید.
اعتراضات گسترده زندانیان سیاسی که خواستار رعایت حقوق اولیه خود بودند بازهم با سرکوب جنایتکار علیه بشریت مصطفی بزرگ نیا رئیس بند 350 مواجه گردید و تعدادی از زندانیان سیاسی به سلولهای انفرادی منتقل شدند. سکوت و بی عملی خانم ناوانتم پیلای کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد که وظیفه اصلی او حفظ و حراست از دست آوردهای بشری که برای آن میلیونها انسان جان خود را فدا کرده اند باعث شده است که مامورین ولی فقیه در جنایت علیه بشریت در زندانها ، خیابانها ،دانشگاه،منازل ابعاد غیر قابل تصویری را ایجاد کنند. تا آنجایی که خانواده های بی گناه وکلاء (محمد مصطفایی) به گروگان گرفته می شوند. وکیل(اولیائی فرد) زندانی می شود.فعالین حقوق بشر(نرگس محمدی) در مقایل چشمان بهت زنده و گریان فرزندانشان شبانه وحشیانه دستگیر و به شکنجه گاه 209 زندان اوین برده می شوند و مورد شکنجه و تهدیدات اخلاقی قرار می دهند. آقای تاجیک در مقابل بازجویانی که نام معاون دادستان و بازپرس بر خود نهاده اند مورد هتک حرمت قرار می گیرد. البته اینها افرادی شناخته شده جامعه هستند. حال باید تصور کرد که در حق زندانیان سیاسی گمنام چه جنایتهایی روا داشته می شود. خانم ناوانتم پیلای کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، فریاد سازمانهای حقوق بشری بین المللی باا نتشار بیانیه های اعمال جناتکارانه رژیم ولی فقیه علی خامنه ای علیه مردم ایران جهان را فرا گرفته است اگر ناتوان از جلوگیری از جنایت علیه بشریت در ایران هستید. لذا به خواست ملت ایران تن در دهید و پرونده جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه عالی خامنه ای را به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع دهید تا تصمیمات لازم اجرا در این باره گرفته شود.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،نسب به قطع ناگهانی و غیر معمول تماسهای ز ندانیان سیاسی و بخصوص زندانیان سیاسی محکوم به اعدام هشدار می دهد و سرکوب زندانیان سیاسی و انتقال آنها به سلولهای انفرادی را محکوم می کند و بار دیگر از کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه علی خامنه ای را به شورای امنیت سازمان ملل متحد برای گرفتن تصمیمات لازم اجرا است ،می باشد. **** گزارشی از زندان رجائی شهر به هر آنکس که گوش شنوایی دارد(زندانی سیاسی سعید ماسوری) اگر چه ممکن است در خارج از زندان زندگی به ظاهر در جریان باشد ولی قطعاً در همین کرج کسی نمیتواند باور کند که چند متر آنطرفتر یعنی پشت دیوار زندانی که از کنار آن عبور میکند چه جهنّم و فاجعه انسانی در حال وقوع است،همانطور که خیلیها در اطراف اردوگاههای داخو و آشویتس هم در حال زندگی بودند و شاید به درستی نمیدانستند درداخل آن چه میگذرد. میخواهم تنها در یک پلانشمایی از زندان رجائی شهر که نزد اهالی کرج بسیار بزرگ مینماید ولی در واقع به دلیل ازدحام جمعیت بسیار کوچک است را به تصویر بکشم . اینجا گویی که دنیایی دیگر است ،چیزی شبیه جهنّم در فیلمهای تخیلی،آکنده ازآتش و دود و چهره های سیاه سوخته و ژولیده ، بدن ها ی لخت و عرق کرده و سراسر قرمز و آبله ای بر اثر زخم نیش شپش ، شلوار هایی با لنگ پاره شده آن که به عنوان کمربند استفاده شده ، پاهای برهنه و کثیف لباسهای پشت و رو پوشیده شده به خاطر شپش،دمپایی های پاره و لنگه به لنگه، هوای کثیف و آلوده، بوی زبالههای متعفن شده، گندا ب توالت های سر ریز شده، استفراغهای خشک ناشی از مسمومیتها ،خلتهای سینه عفونی شده که همهٔ محوطه را فراگرفته،بوی عرق بدن هایی که در این فضای بسته و گرم و آلوده به ندرت امکان حمام کردن مییابند... همه و همه با بوی زخم ادرار افرادی که نمیتوانند خود را کنترل کنند به اوج میرسد و این همه با فریاد و همهمهٔ سرسام آور زندانیانی که با بطریهای پلاستیکی سیاه شده به عنوان لیوان چای در صفهای انبوه،دوصف ایستاده و یا پشت سر هم درصفهای چند ردیفه و فشرده در نوبت توالت و حمام و غیره صف کشیدهاند ، رخ میدهد . چهرههای تکیده شده ناشی از سو تغذیه ولی پنهان در پشت انبوه ریش و موهای ژولیده ، سرفههای دلخراش ناشی از مشکلات ریوی به خاطر فضای بسته آلوده، بدنهای غیر متعارف که کودکان قحطی زده آفریقا را تداعی میکند ، انبوه زندانیان ولو شده در وسط راهروها که یا به خوابی مرگ مانند فرو رفته اند و یا به شکل گرما زده شده وارفته و با چشمانی بی روح به نقطه ایی از دیوار و سقف خیره مانده و یا چمباتمه به دیوار تکیه داده، لخت شده، شپشها را در درز لباسهایشان میجویند که در حین عبور انبوه نفرات به آنها میخورند ، تقریبا عادت کرده اند. انبوهی دیگر که تنها به خاطر اینکه امکان قدم زدن در این ازدحام را نمییابند تنها و یا دو نفره ایستاده دیگران را تماشا میکنند و یا با بخیههای روی مچ و یا گردنشان که ناشی از خود زنی است بازی میکنند و عموما هم تکه پارچه یا حوله ایدر دست دارند که هم برای خشک کردن عرق سرو صورت هر چند دقیقه به سرو صورت میکشند و هم به عنوان ماسکی جلوی دماغ و دهنشان میگیرند تا بوی گند و آلودگی هوا را به میزانیکنترل و تحمل کنند و باهمه اینها در هیاهوی کرکننده بلندگو و یا فریادها ییبا فحشهای رکیک دیگران را به سکوت و رعایت نوبت توالت و حمام و غیره دعوت میکند همراه است
واین همه را وقتی میتوانیم بفهمیم که بدانیم در جائی که حد اکثر ۹۰ نفر گنجایش استاندارد آن است ، ۱۱۰۰ نفر محبوس است، برای هر ۲۵۰ نفر ۱ حمام ، هر ۵۰۰ نفر یک شیر صابون یا مایع دستشویی هر ۱۷۰ نفر یک توالت ( آن هم اغلب پر و سر ریز کرده است) هر ۵ نفر یک متر مربع جا(به همین خاطر از فضای راهرو و راه پلهها هم استفاده میشود) و هر ۵ یا ۶ نفر روی ۱ پتو میخوابند و مجبورند از ۷ صبح تا ۷ شب هم بیرون از سلولها و در محوطه هواخوری و جلوی آفتاب باشند چون در سلولها و زیر سقف مطلقاً جا نمیشوند، حتی در محوطه هواخوری هم به ندرت جائی برای ایستادن گیر میآید و وقتی غذا برای خیلیها تنها روی تکه ایی روزنامه ریخته میشود به جز داخل هواخوری جائی برای نشستن و خوردن آن نمییابند و این اوضاع حتی زندانبانان را هم به سطوح آورده چون حتی امکان شمارش و آمارگیری را هم در این ازدحام جمعیت نمییابند و خود نیز درمعرض انواع بیماری هایند...
و عجب اینکه تلویزیون از بوق سگ تا پاسی از شب از کرامت انسانی، جایگاه انسان و حتی مدیریت جهانی صحبت میکند ولی از این اوضاع سخنی به میان نمی آید چرا که صحبت از بهداشت و حمام و توالت با امنیت ملی گره خورده و طرح آن جرمی در ردیف اقدام علیه امنیت و نشر اکاذیب است و اگر کسی هم مثل رضا جوشن جوان ۲۲ ساله ایی که در وقایع انتخابات دستگیر شد به این وضع اعتراض و آنرا بیان کند بلافاصله به سلول انفرادی منتقل میشود، البته من هم انتظاری غیر از این ندارم ولی اوضاع رجائی شهر ( و البته بقیه زندانها) بسیار اسفناکتر از آن است که سلول انفرادی راه حل آن باشد و بیخود نیست که برای زندانیان در ایران گوانتانامو و ابوغریب رویایی است دست نیافتنی و امید اعدام شدن راه خلاصی سهل الوصول ترو بسیار متداول تر است و دست یافتنی تر .... سعید ماسوری زندان رجائی شهر مرداد 1389
**** سربازجوی وزارت اطلاعات محبی وادار به تن دادن به خواسته های یک زندانی سیاسی شد بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران"، زندانی سیاسی رضا جوشن در هشتمین روز اعتصاب غذای خود پس از اینکه به بخشی خواسته هایش دست یافت و قرار شد سایر خواسته ها ی او تا زمان تعیین شده عملی شود به اعتصاب غذای خود بطور موقت پایان داد. در پایان روز چهارشنبه 6 مرداد ماه پس از اینکه برای دومین بار وضعیت جسمی اش به وخامت گرایید و به بهداری زندان منتقل شد. افسر پاسدار پیرایش جانشین زندان گوهردشت کرج با زندانی سیاسی رضا جوشن وارد مذاکره شد و به او قول داد که در صورت پایان دادن به اعتصای غذا به خواسته هایش رسیدگی خواهد کرد. آقای جوشن این پیشنهاد را رد کرد و اعلام کرد تا عملی نشدن خواسته هایش به اعتصاب غذای خود ادامه خواهد داد.سپس به حفاظت زندان گوهردشت کرج برده شد و در این مذاکرات کرمانی رئیس حفاظت زندان شرکت کرد. این مذاکرات نزدیگ به 40 دقیقه ادامه داشت.آنها با وعده و وعید سعی داشتند که او به اعتصاب غذایش پایان دهد ولی آقای جوشن خواهان به اجرا در آوردن حقوق اولیه اش بود. کرمانی به یکی از خواسته های او که ملاقات با مادرش( زندانی سیاسی زهرا اسدپور گرجی) بود تن داد و در آنجا در حدود 45 دقیقه ملاقات حضوری داشتند و قرار شد که سایر خواسته های او (بازگشت به بند عمومی و حق داشتن ملاقات با خانواده اش) تا قبل از 19 مرداد ماه به اجرا در آورده شود. زندانی سیاسی زهرا اسدپور گرجی و فرزندش رضا جوشن تا 19 مردادماه به آنها مهلت داده اند تا به حداقل حقوق اولیه آنها تن در دهند. در غیر اینصورت اگر تا 19 مردادماه خواسته های آنها عملی نشود اقدام به اعتصاب غذای خشک خواهند نمود. زندانی سیاسی رضا جوشن در اثر اعتصاب غذا دچار کاهش شدید وزن شده بود،زیرچشمانش کبود و به سختی قادر به تحرک است. زندانی سیاسی رضا جوشن 25 ساله 10 آذر ماه با یورش مامورین وزارت اطلاعات در منزل دستگیر و به سلولهای انفرادی بند سپاه منتقل شدو پس از 2 ماه از بند سپاه به بند 4 منتقل شد. مامورین وزارت اطلاعات همچنین در روز16 آذرماه به منزل خانواده جوشن یورش بردند و خانم زهرا اسدپور گرجی مادر این خانواده را دستگیر و به سلولهای انفرادی بند سپاه منتقل کردند و پس از چند هفته بازجویی و شکنجه های جسمی و روحی به بند زنان زندان گوهردشت کرج منتقل کردند. زندانی سیاسی زهرا اسد پور گرجی و فرزندش( فاطمه جوشن) پیش از این بدلیل دیدار خانوادگی با فرزندش در قرار گاه اشرف در عراق دستگیر و 14 ماه در زندان گوهردشت کرج بسر بردند و پس از پایان محکومیت غیر انسانی خود آزاد شدند. خانم زهرا اسدپور گرجی و فرزندش رضا جوشن 19 بهمن ماه 1388 در شعبه 1 دادگاه انقلاب توسط فردی بنام عاصف حسینی رئیس این شعبه به حکم سنگین و غیر انسانی 1 سال تبعید به زندان زنجان و 4 سال تبعید به روستای قیلار زنجان محکوم شدند. به نظر می آید که ولی فقیه علی خامنه ای دستور شدت بخشیدن سرکوب زندانیان سیاسی را صادر کرده است و این مسئله باعث شده است که اعتراضات گسترده ای در بین زندانیان سیاسی در زندان گوهردشت و اوین ایجاد کند. اعتراضات زندانیان سیاسی به صورت اقدام به اعتصاب غذا رو به افزایش است. در حال حاضر در زندان گوهردشت کرج زندانی سیاسی ارژنگ داودی و زندانی خالدی حردانی وادار به اعتصاب غذا شده اند.همچنین گزارشات رسیده از اوین تعدادی از زندانیان سیاسی در زندان اوین در سلولهای انفرادی وادار به اعتصاب غذا شده اند. همچنین تعداد زیادی ازخانواده های زندانیان سیاسی اوین اعلام کرده اند که در صورت ادامه یافتن سرکوب زندانیان سیاسی اسیر و بی دفاع در زندانها دست به اعتراضاتی در مقابل زندان اوین و دادستانی تهران خواهند زد که متعاقبا زمان و مکان آن اعلام خواهد شد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،دستور سرکوب زندانیان سیاسی توسط ولی فقیه علی خامنه ای را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و گزارشگران ویژه سازمان ملل متحد و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی و فوری برای نجات جان زندانیان سیاسی بخصوص آنانی که در اعتصاب غذا هستند می باشد. فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
31 تیر 1389 برابر با 22 ژولای 2010 گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید: کمیساریای عالی حقوق بشر کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا سازمان عفو بین الملل http://pejvakzendanyan.blogfa.com
آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید
آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید
Tel.:0031620720193 ****
گروکشی همسر و برادر همسر محمد مصطفایی برای بازداشت وی خبرگزاری هرانا - دو روز پس از بازداشت فرشته حلیمی و فرهاد حلیمی، همسر و برادر همسر محمد مصطفایی، وکیل این دو به رادیو فردا میگوید به خانواده موکلانش اعلام شده که برای آزادی آنها باید محمد مصطفایی تحویل شود.
به گزارش رادیو فردا، محمد مصطفایی، وکیل دادگستری برخی از پروندههای حقوق بشری، از جمله پرونده بهنود شجاعی و سکینه محمدی است و آن طور که وکیل همسر وی به رادیو فردا گفته است، دستگیری همسر و برادر همسر وی چندین ساعت پس از بازجویی آقای مصطفایی در روز شنبه صورت گرفته است. حسن آقاخانی، که به گفته خود تا کنون موفق نشده است وکالتنامه را به امضای فرشته و فرهاد حلیمی برساند، در توضیح روند بازداشت موکلانش گفته است: پس از آنکه روز شنبه آقای مصطفایی جهت ارائه توضیحاتی احضار و بازجویی شد، همسر و برادر همسرش شنبه شب هنگام مراجعه به خودروی خود که در مقابل دفتر وکالت آقای مصطفایی پارک بود، با مأموران امنیتی مواجه میشوند. آقای آقاخانی افزوده است که موکلانش پس از آن بازداشت و به بازپرسی امنیت منتقل میشوند و با توجه به تماسی که با آنها داشته است اکنون هر دو در بازداشتگاه امنیت به سر میبرند. محمد مصطفایی در حال حاضر پرونده سکینه محمدی آشتیانی را در دست دارد وی با اعلام اینکه اتهام «تلاش برای فراری دادن محمد مصطفایی» متوجه موکلانش شده است، این موضوع را منتفی میداند چرا که به گفته وی، موکلانش در آن روز آقای مصطفایی را ندیدهاند. وی در عین حال میگوید: به پدر همسر آقای مصطفایی اعلام شده است که فرزندانش در صورت تحویل آقای مصطفایی آزاد خواهند شد. آقای آقاخانی همچنین به رادیو فردا گفته است: «متأسفانه بنده به همراه خانم کیانارثی قرار بود وکالت خانم حلیمی و آقای حلیمی را برعهده بگیریم، ولی با توجه به اعلام بازپرس، سرپرست دادسرا اجازه نمیدهد که وکالتنامهای امضا شود». وی با ابراز بیاطلاعی از صدور احضاریه احتمالی برای محمد مصطفایی، ابراز امیدواری کرده است در صورتی که دادستان تهران و رئیس قوه قضائیه از موضوع بازداشت موکلانش مطلع شوند، سریعاً نسبت به این موضوع «غیر قانونی» وارد عمل شوند. محمد مصطفایی، در سالهای اخیر وکالت برخی از پروندههای حقوق بشری را برعهده داشته است که از جمله جنجالیترین این پروندهها، پرونده بهنود شجاعی، و سکینه محمدی آشتیانی است. بهنود شجاعی جوانی است که به اتهام ارتکاب قتل در سنین نوجوانی به اعدام محکوم شده بود و حکم اعدامش پس از چندین بار تعویق سرانجام در مهرماه ۸۷ به اجرا درآمد. سکینه محمدی آشتیانی نیز، زن ۴۳ ساله تبریزی است که در هفتههای اخیر موضوع احتمال اجرای سنگسار وی مطرح شد و کارزاری بینالمللی را در مخالفت با اجرای این حکم در پی داشت. برخی از سایتهای خبری، موضوع احضار محمد مصطفایی در روز شنبه دوم مرداد را که همزمان با راهپیماییهای اعتراضی در مورد حکم سکینه محمدی در شهرهای مختلف جهان صورت گرفت، مرتبط با فعالیتهای وی در زمینه این پرونده و دیگر فعالیتهای حقوق بشری ارزیابی کردهاند. با این حال یک منبع مطلع از روند احضار و بازپرسی آقای مصطفایی به رادیو فردا گفت که احضار وی به بهانه تحصیل مال نامشروع در پرونده بهنود شجاعی صورت گرفته است گرچه در بازپرسیها هیچ اتهامی در این زمینه به وی وارد نشده است. موضوع تحصیل مال نامشروع به دلیل گشایش یک حساب بانکی برای جمعآوری کمکهای مالی برای نوجوانان در آستانه اعدام مطرح شده است. در همین حال شیرین عبادی، حقوقدان و برنده ایرانی جایزه صلح نوبل در گفت و گو با رادیو فردا، بازداشت همسر و برادر همسر آقای مصطفایی را کاملاً مغایر با ضوابط آیین دادرسی کیفری و شیوه جلب و دستگیری متهمان خواند و از آن به عنوان «گروگانگیری» یاد کرد. خانم عبادی ابراز امیدواری کرد که محمد مصطفایی خود را معرفی نکند تا در مقابل این حرکت غیر قانونی بایستد و اعلام کند که همسرش به گروگان گرفته شده و حاضر نیست تن به خواسته گروگانگیران دهد. خانم عبادی تأکید کرد که همسر و برادر همسر آقای مصطفایی باید آزاد شوند و پس از آن طبق تشریفات قانونی در مورد اتهامی که احتمالاً متوجه آقای مصطفایی است اقدام کنند. وی همچنین افزود که متأسفانه شیوه بازجویان امنیتی آن است که هیچ گاه اتهام واقعی فرد را بیان نمیکنند و مسائل دیگری را مطرح میکنند که حقیقت ندارد. خانم عبادی گناه واقعی آقای مصطفایی را آن ارزیابی کرد که معتقد است مجازاتهایی مثل سنگسار و اعدام افراد کمتر از ۱۸ سال درست نیست و افزود که بازجویان امنیتی برای خراب کردن وجهه اجتماعی ایشان متوسل به بهانههای عجیب غریب دیگری شدهاند که طبیعتاً خریدار ندارد.
***** هرانا؛ تداوم آزار و اذیت بهائیان در ایران خبرگزاری هرانا – در تداوم سرکوب شهروندان بهایی ساکن در ایران یک فرد در آبادان بازداشت شد و گورستان بهائیان در کرمان تخریب شد. بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، روز شنبه 26 تیر ماه ماموران وزارت اطلاعات با یورش به منزل یک شهروند بهایی ساکن آبادان به نام هدایت الله رضایی ضمن تفتیش منزل وی را بازداشت کردند. هم چنین روز پنجشنبه 31 تیر ماه افراد ناشناس با استفاده از بولدزر اقدام به تخریب و خرابکاری برخی از گورستانهای شهروندان بهایی نمودند. ***** ۱۱ ماه از حبس محمد رضا رجبی ،منشی ویژه هاشمی رفسنجانی گذشت خبرگزاری هرانا - بسیار گفته اند که انقلاب فرزندان خود را می خورد. آنچه در پی می آید گزارشی است از وضعیت “محمدرضا رجبی” از فرزندان گمنام اما موثر انقلاب اسلامی که ۱۱ ماه است به دنبال حوادث پس از انتخابات در زندان اوین به سر می برد. به گزارش ادوارنیوز، محمدرضا رجبی از ابتدای تشکیل سپاه پاسداران به عضویت در این نهاد انقلابی در آمد و با شروع جنگ تحمیلی در جبهه های جنگ حضور می یابد او به دنبال حضور در عملیات های بیت المقدس، رمضان و مسلم در عملیات اخیر به دلیل اصابت گلوله به بازوی راست اش مجروح شده و برای مداوا به تهران باز می گردد. رجبی در سال ۱۳۶۲ به عضویت شورای فرماندهی پایگاه شرق تهران سپاه در میآید و در ۱۳۶۳ از سوی سپاه به دفتر ریاست مجلس شورای اسلامی معرفی شده و به عنوان منشی ویژه آیت الله هاشمی رفسنجانی در طول سالهای ۶۳ تا ۶۸ در مجلس به انجام وظیفه می پردازد. در این دوره با توجه به ماموریت هاشمی در اداره امور جنگ دفتر هاشمی علاوه بر مدیریت تقنینی کشور، نقش حساسی در هماهنگی نهادهای انقلابی به جهت اداره جنگ داشته است. در همین دوره رجبی به همراه جانشین فرمانده کل قوا یعنی هاشمی بارها به مناطق عملیاتی جنوب و غرب کشور سفر کرده و در عملیات های مختلفی از جمله والفجر مقدماتی، بیت المقدس و تکمیلی کربلای ۵ شرکت می کند که در عملیات بیت المقدس ۲ مجروح شیمیایی می شود.
با پایان جنگ و انتخاب هاشمی به عنوان رییس جمهور، رجبی به نهاد ریاست جمهوری نقل مکان کرده و در هشت سال سازندگی نیز در مقام منشی ویژه دفتر رییس جمهوری اسلامی ایران انجام وظیفه می کند. او به دنبال پایان دوره ریاست جمهوری هاشمی از مشاغل دولتی دوری گزیده و به دنبال فعالیتهای مدیریتی و اجرایی روی می آورد. در جریان انتخابات نهم ریاست جمهوری و به دنبال ورود هاشمی به عرصه رقابت های انتخاباتی رجبی با توجه به تجربه سالها حضور در در کنار وی به عنوان یکی از عوامل اصلی ستاد هاشمی به عرصه انتخابات وارد می شود و پس از انتخابات نیز در مقام مشاور دفتر هیات امنای دانشگاه آزاد و معاونت پژوهشگاه دانشگاه آزاد حضور داشته است. به دنبال وقایع خرداد ۸۸ و تلاش فراوان نهادهای امنیتی مبنی بر اثبات نقش اطرافیان هاشمی در اعتراضات مردمی به تقلب در انتخابات رجبی به همین دلیل و به بهانه حضور در راهپیمایی میلیونی ۲۵ خرداد ۸۸ بازداشت می شود. محمدرضا رجبی از جمله زندانیان سیاسی جنبش سبز است که علیرغم تحمل فشارهای فراوان از جمله ۷۰ روز انفرادی و محکومیت وی به ۶ سال حبس تعزیری به اتهام شرکت در راهپیمایی ۲۵ خرداد و توهین به رییس جمهور از طریق ارسال ایمیل نام چندانی از او در رسانه های گروهی و گزارش های حقوق بشری به میان نیامده است. این گمنامی در حالی است که رجبی طی سالهای طولانی در حساس ترین مقاطع و در حساس ترین نهادهای کشور از جمله مجلس شورای اسلامی، نهاد ریاست جمهوری و سپاه پاسداران حضور داشته است. بی عدالتی در خصوص محمدرضا رجبی تا بدانجا پیش رفت که علیرغم فوت پدر او درآذرماه سال گذشته از اعطای مرخصی به وی جهت شرکت در مراسم ترحیم پدرش نیز خودداری شد و تاکنون نیز علیرغم گذشت ۱۱ ماه از حبس وی از اعطای مرخصی به این عنصر انقلابی ممانعت به عمل می آید. ***** انتقال عبدالله مومنی ،بهمن احمدی امویی و احمد کریمی به سلول انفرادی خبرگزاری هرانا - عبدالله مومنی ،بهمن احمدی امویی ، احمد کریمی و تعدادی دیگر از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ در روز میلاد حضرت مهدی( عج) به سلول انفرادی منتقل شدند.
به گزارش کلمه براساس گزارش های دریافتی از داخل اوین ، اسامی سایر زندانیان منتقل شده به سلول انفرادی هنوزمشخص نیست اما تعداد زندانی های منتقل شده به سلول انفرادی بیش از ده نفر گزارش شده است. این زندانیان در پی اعتراض به برخوردهای نامناسب و زننده ماموران و مسوولان بند ۳۵۰ اوین از جمله مصطفی بزرگ نیا رییس این بند به انفرادی منتقل شده اند. روز دوشنبه گذشته هم زمان با روز ملاقات زندانیان بند ۳۵۰ ،هم خانواده های زندانیان و هم زندانیان سیاسی این بند با برخوردهای توهین آمیز ماموران و مسوولان بند زندان مواجه شدند و به همین دلیل زندانیان در همان روز دست به اعتراض زدند و حتی در سالن ملاقات کابین زندان اوین شعارهایی سر دادند که مسوولان زندان با اعزام نیرو به سالن ملاقات کابینی تلاش کردند آنها را آرام کنند و به سلول هایشان بازگردانند مسوولان بند ۳۵۰ در واکنش به اعتراض زندانیان به جای بررسی و رسیدگی به اعتراض زندانیان ،علاوه بر قطع تمامی تلفن های بند ۳۵۰ ،تعدادی از زندانیان از جمله عبدالله مومنی ،بهمن احمدی امویی و احمد کریمی را به سلول انفرادی منتق کردند. سه مشاور میر حسین موسوی علیرضا بهشتی شیرازی ،قربان بهزادیان نژاد و علی عرب مازار، عبدالله مومنی فعال دانشجویی ، بهمن احمدی امویی روزنامه نگار ،علی ملیحی ، میلاد اسدی ، علی تاجرنیا ، کیوان صمیمی ،حسین نورانی نژاد ، مجید دری ، ضیا نبوی ، احمد کریمی ،علی زاهد و …. از دیگر زندانیان سیاسی این بند محسوب می شوند ***** پدر احمد نعیم آبادی دیه نمی گیرم، آمران را محاکمه کنید خبرگزاری هرانا - پدر احمد نعیم آبادی یکی از جانباختگان ۲۵ خرداد سال ۸۸، در دیدار با میر حسین موسوی گفت که همه اعضای خانواده، به نتیجه انتخابات معترض بودند و برای گرفتن حق و رای خود در اعتراض های خیابانی شرکت داشتند و هرگز تصور نمی کردند که برخورد حکومت با معترضانی که رای خود را می خواستند ،چنین خشونت بار باشد. وی تاکید کرد که خواستار محاکمه و مجازات آمران قتل فرزندش است. به گزارش کلمه، میرحسین موسوی در این دیدارکه در نیمه شعبان انجام شد، از خانواده احمد نعیم آبادی دلجویی کرد. پدر شهید نعیم آبادی در این دیدار ضمن ارائه گزارشی از چگونگی شهادت فرزندش به موسوی گفت :”من به فرزند شهیدم افتخار می کنم و به درستی راه او ایمان دارم.” وی برای میرحسین شرح داد که علاوه بر فرزند شهیدش همه اعضای خانواده ،به نتیجه انتخابات معترض بودند و برای گرفتن حق و رای خود در اعتراض های خیابانی شرکت داشتند و هرگز تصور نمی کردند که برخورد حکومت با معترضانی که رای خود را می خواستند ،چنین خشونت بار باشد. پدر شهید احمد نعیم آبادی ادامه داد:” فرزندم احمد خونش را برای اعتلای وطنش تقدیم کرد و ما اطمینان داریم که خون او و همه شهیدان جنبش به ثمر خواهد نشست.” موسوی ضمن دلجویی از پدر این شهید جنبش سبز ،برای وی و مادر داغدارش صبر و بردباری بیشتر آرزو کرد. گفتنی است ،شهید احمد نعیم آبادی نخستین شهید تظاهرات میلیونی مردم در روز ۲۵ خرداد ۸۸ است که بعد از انتقال به بیمارستان حضرت رسول اکرم به شهادت رسید. پیکر این شهید با تاخیری یک هفته ای به خانواده اش تحویل و در قطعه ۵۶ بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد .مسوولان بیمارستان به خانواده شهید نعیم ابادی گفته بودند که وزارت اطلاعات پیکر این شهید و هشت شهید دیگر را از بیمارستان برده است.خانواده نعیم ابادی پس از پیگیری های طاقت فرسا موفق شدند پیکر فرزندشان را در پزشکی قانونی کهریزک تحویل بگیرند. خانواده نعیم آبادی خواهان معرفی و محاکمه قاتلان فرزندشان هستند و بارها به مراجع قضایی شکایت کرده انداما پس از یکسال هنوز پاسخی دریافت نکرده اند.به گفته خانواده این شهید مراجع قضایی به تازگی به آنها پیشنهاد دریافت دیه را داده اند. خانواده نعیم ابادی از پذیرفتن دیه سر باز زده اند و مصرانه خواستار شناسایی و محاکمه عاملان و آمران شهادت فرزندشان و دیگر شهدای جنبش سبز شده اند ***** بی اطلاعی از وضعیت هدی صابر روزنامه نگار ، مترجم ، و از فعالان فعال ملی مذهبی ناعادلانه است/ همسر صابر: شکایت می کنم خبرگزاری هرانا - همسر هدی صابر با ابراز "نگرانی" از وضعیت همسرش می گوید "من از دستگاه قضایی و نهاد ریاست جهموری می خواهم که تا فردا از وضعیت همسرم خبری بدهند و محل نگهداری ایشان را بگویند. این عدالت نیست که که ما اصلا نمی دانیم ایشان زنده هستند یا نه؟ هدی صابر روزنامه نگار ، مترجم ، و از فعالان فعال ملی مذهبی است که از بعدازظهر روز شنبه دوم مرداد ربوده شده است. هدی صابر در پرونده ملی مذهبیها در سال هفتاد و نه به همراه رضا علیجانی و تقی رحمانی محاکمه و به ده سال زندان محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدید نظر به پنج سال و نیم تبدیل شد. اتهام وی تبلیغ علیه نظام و راهاندازی گروهی غیرقانونی بود. گفتنی است وی پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم سال گذشته نیز توسط دو مامور دستگیر شد و به مکان نامعلومی منتقل شده بود. خانم جمشیدی همسر هدی صابر با بیان اینکه به هر کجا مراجعه می کنیم کسی حاضر به پاسخگویی نیست، به "جرس" می گوید: "از زمانی که آقای صابر را ربوده اند به هر کجا مراجعه می کنیم هیچکس مسئولیت دستگیری همسرم را بر عهده نمی گیرد. همچنین وکیل ایشان، آقای شریف به اجرای احکام رفتند و آنجا هم می گویند ما هیچ حکمی برای زندانی شدنشان صادر نکرده ایم. با وزارت اطلاعات هم تماس گرفتیم گفتند اطلاعی ندارند و این دستگیری از طرف آنها نیست. البته حدود یکماه بود که یک تیم چند نفره ایشان را زیر نظر داشتند و دنبالشان بودند. ما حتی اطلاع نداشتیم این گروه "وابسته" به چه نهادی بودند و فقط می دیدیم که عده ای لباس شخصی اطراف محل کار آقای صابر از دور مراقب ایشان بودند. و دو بارهم تلفن زدند و گفتند که به آقای صابر بگویید که خودشان را به زندان معرفی کنند که آقای صابر تماس گرفتند و وکیلشان هم حضوری رفتند و درخواست ارائه حکم کتبی کردند و گفتند که باید حکم کتبی دریافت کنند تا آقای صابر خودشان را به زندان معرفی کنند و تا الان هم که حکمی صادر نشده است."
خانم جمشیدی با ابراز "نگرانی" از وضعیت همسرش ادامه می دهد: "من از دستگاه قضایی و نهاد ریاست جهموری می خواهم که تا فردا از وضعیت همسرم خبری بدهند و محل نگهداری ایشان را بگویند. من پیگیر هستم که بتوانم با دادستان ملاقات کنم و این معنا ندارد که در یک کشوری با هر نهادی تماس می گیریم می گویند به ما ارتباطی ندارد. بالاخره آن افراد لباس شخصی که ایشان را تحت نظر داشتند به یک نهادی "وابسته" بودند. آقای صابر آدم شناخته شده ای هستند می بایست نهادهای امنیتی پاسخگو باشند. هر اتفاقی که برای آقای صابر بیافتد "مسئولیتش" با دستگاه قضایی و امنیتی مملکت است و از شخص رئیس جمهور می خواهم که هر چه زودتر به ما اطلاع دهند که همسر من کجاست و در چه وضعیتی است؟ یا حداقل بگذارند همسرم یک تماس تلفنی بگیرد. این "عدالت" نیست که ما اصلا نمی دانیم ایشان زنده هستند یا نه؟ دستگاه قضایی هم باید "پاسخگو" باشد و من و بچه هایم را از نگرانی در بیاورد.
چطور می شود که شخصی را در خیابان دستگیر کنند و هیچ نهاد مسئولی مسئولیت آنرا بر عهده نگیرد. الان سه روز از دستگیری همسرم می گذرد و پیگیری های ما و وکیل ایشان به هیچ نتیجه ای نرسیده است. اینگونه اقدامات بسیار ظالمانه و غیرعادلانه است اینکه همسرم را بربایند و خانواده را تحت فشار قرار بدهند. افرادی که این آدم ربایی را انجام داده اند باید حداقل تماس می گرفتند و از محل نگهداری و زنده بودن همسرم خبر می دادند. من و بچه هایم "بسیار" نگران هستیم و خودم از نگرانی مریض شده ام. بچه های من طی چند سال گذشته همواره نگران و مضطرب بودند خود من هم به خاطر این فشارها بیماری اعصاب گرفته ام. حداقل باید دیروز که روز عید بود می گذاشتند آقای صابر یک تماس تلفنی با بچه ها بگیرند و ما را از نگرانی در بیاورند که بدانیم آقای صابر زنده هستند. ناراحتی ما از این است که آقای صابر فعالیت خاصی نداشتند و نمی دانیم چرا ایشان را به این صورت ناجوانمردانه دستگیر کرده و به خانواده هم اطلاع ندهند. من از نهادهای امنیتی و قضایی کشور خواستار "رسیدگی" هستم اگر کسی مسئولیت دستگیری آقای صابر را بر عهده نگیرد شکایت نامه ای تنظیم می کنم." خانم جمشیدی در خصوص حکم آقای صابر می گوید: "حکم آقای صابر مربوط به پرونده سال هفتاد و نه بود که با وثیقه صد و هشتاد میلیونی آزاد بودند و فکر کنم اگر یکسال هم می گذشت اصلا اجرای حکم منتفی بود." ***** گزارش تفصیلی از شرایط زندانیان حوادث انتخابات به تفکیک محرومیت ها خبرگزاری هرانا - نزدیک به 14 ماه از انتخابات پرمناقشه 22 خرداد 1388 و موج بی سابقه بازداشت ها از سوی نهادهای امنیتی و انتظامی، سپاه و قوه قضاییه می گذرد. در مورد آنچه بر سر بازداشت شدگان آمد با وجود افشای برخی از ابعاد آن هنوز ناگفته های بسیاری وجود دارد که در تاریخ به ثبت خواهد رسید و منشا تحولات مهمی در آینده ایران خواهد بود. در این مدت انتظار می رفت پس از انواع فشارها و زیر پا گذاشتن بدیهی ترین حقوق بازداشت شدگان در مرحله بازجویی ها ، در مراحل بعد با در اختیار قرار دادن متهمان به قوه قضاییه ، این رویه اصلاح شود. اما در مراحل بعدی نیز حقوق متهمان در زمینه رعایت آیین دادرسی، بازپرسی ها، برگزاری دادگاه ها، احکام صادره و نحوه نگاه داشتن زندانیان سیاسی تضییع شد.
اگر چه اکثر زندانیان سیاسی و نه البته همگی از سایر زندانیان تفکیک شدند، اما این تفکیک همراه با تبعیض فراوان بین آنها بوده است. زندانیان سیاسی که به خاطر عقایدشان و نه جنایت و یاکلاهبرداری اکثرا در بند ۳۵۰ اوین به سر می برند، در این بند از حداقل امکاناتی که دیگر زندانیان جرائم عادی در بندهای دیگر برخوردارند، همچون کتابخانه ، جراید و روزنامه های مورد در خواست ، آمفی تاتر، محل هواخوری مناسب، سالن ورزشی و نیز امتیازاتی چون تماس تلفنی به اندازه دیگر زندانیان، ملاقات خصوصی و حضوری با خانواده ها و مرخصی محرومند. در زیر فهرستی از زندانیان سیاسی که از حقوقی همچون مرخصی و آزادی مشروط برخوردار نشده اند و یا بلاتکلیف مانده اند ارائه می شود. بر اساس قانون زندانیان سیاسی که سابقه کیفری ندارند حق استفاده از آزادی مشروط را پس از طی نیمی از دوره محکومیت خود دارا هستند مگر بدرفتاری خاصی داشته باشند.این در حالی است که این حق به کمتر زندانی سیاسی تعلق گرفته و به خصوص در این باره دیدگاههای سیاسی زندانی و بر سر موضع بودن یا نبودن او ملاک قرار گرفته است تا ثابت شود که این زندانیان بر خلاف ادعاهای مسولان امر، زندانی عقیدتی و سیاسی هستند نه امنیتی. همچنین برخی از زندانیان که مدتی به مرخصی رفته بودند و طبق قانون و عرف زندان باید مرخصی آنان به اصطلاح تقویم شده و هر ماه در موعد مشخصی به مرخصی بروند، مدتی است که از این حق محروم شده اند. انتشار این فهرست از سوی کلمه با هدف آگاهی بیشتر افکار عمومی از وضعیت زندانیان سیاسی و کمک به بهبود وضعیت آنها از ظلم مضاعفی که بر آنها می رود ، صورت می گیرد. الف: زندانیانی که تا کنون به مرخصی نرفته اند: جواد ماه زاده، حسین نورانی نژاد، مجید دری ،ایمان آذریان ، آبتین غفاری، ابوالفضل قاسمی،مسعود بابا پور،ضیا نبوی،میلاد اسدی،علی ملیحی،رجبعلی داشاب، میثم بیک محمدی، مهدی کریمیان اقبال، محمد اولیایی فرد، علی تاجر نیا، علیرضا ایرانشاهی،سامان نورانیان، محمد طاهری قزوینی، کوهیار گودرزی، عباس کاکایی، سعید حاتمی، فرامرز عبدالله نژاد، مهدی فتاح بخش، حسین سهراب پور،عبدالرحمن ماهوش،غلام حسین عرشی،ارسلان ابدی،محمد امین ولیان، حمزه باغبان، کیارش کامرانی، سعید حبری، محمد رضا رجبی، علی بهزادیان نژاد، ایوب قنبریان،آرمان رضاخانی، جمشید میرزایی، امیر اصلانی، یاقوتی شائولیان،مجید توکلی، قادر رحیمی، مهدی محمودیان، عیسی سحرخیز،رسول بداغی،رضا رفیعی،مسود باستانی، احمد زیدآبادی، داوود سلیمانی، حشمت الله طبرزدی ،بهاره هدایت ،هنگامه شهیدی ،مهدیه گلرو ،مطهره بهرامی و عاطفه نبوی ،ریحانه حاج ابراهیم دباغ ،مریم اکبری منفرد ،زهرا جباری ،فاطمه رهنما ، معصومه یاوری و عذرا قاضی میرسعید و … ب:زندانیانی که هنوز حکم بدوی آنها صادر نشده و بلاتکلیف هستند: حسن سرچاهی،سعید ملکی، سیامک رحمانی،مهدی کوهکن، مهدی سادات شریف،عماد بهاور،علی رضا بهشتی شیرازی،قربان بهزادیان نژاد، علی عرب مازار،نظام حسن پور،عبدالرضا تاجیک، محمد داوری، عیسی سحرخیز،علی عجمی، محسن صادقی نور، سینا ظهیری ،شیوا نظر آهاری ،کبری زاغه دوست ،محبوبه کرمی ،فاطمه خرم جو ،فرح وازحام ،پروین جواد زاده . ج. زندانیانی که موعد آزادی مشروط آنها گذشته و از این حق بدون هیچ دلیلی محروم شده اند: امیر محمدی، حسین نورانی نژاد،علی تاجرنیا، قادر رحیمی، علی ارشدی، محسن عبدی،بابک بردبار، فرامرز عبدالله نژاد، عباس کاکایی، علی پرویز،عرب قبادی. د :محرومیت از مرخصی مجدد برخی افرادی که یک بار به مرخصی رفته اند و به زندان بازگشته اند نیز از حق مرخصی مجدد برخلاف زندانیان عادی و غیر سیاسی محروم اند. تعدادی از این افراد عبارتند از:عبدالله مومنی،بهمن احمدی امویی،محمد ورشویی، محسن عبدی،محمد علی رباطی، علی پرویز،حسین اعظامی، محسن جعفری، محسن میردامادی. ***** هرانا؛ جمعی از مسیحیان در مشهد بازداشت شدند خبرگزاری هرانا - جمعی از مسیحیان ساكن مشهد در یك برنامه ریزی از پیش تعیین شده توسط نیروهای امنیتی اطلاعات مشهد بازداشت شدند كه از سرنوشت دو تن از آنان تاكنون خبری در دست نیست. بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، از شهرستان مشهد مركز استان خراسان رضوی ، در روز پنج شنبه ۱۷ تیرماه تعداد ۱۵ تن از نوكیشان مسیحی آن شهر كه در حال عزیمت به شهرستان بجنورد از توابع استان به منظور دیدار و مشاركت با برخی مسیحیان آن شهر بودند در یك برنامه ریزی از پیش تعیین شده توسط نیروهای امنیتی اداره كل اطلاعات خراسان بازداشت شدند . به گفته منابع مطلع، گویا ماموران اطلاعات در مورد این سفر از قبل آگاه بوده اند بطوری كه وقتی این افراد در یك اتوبوس سوار شدند و حركت كردند ، دقایقی بعد در بین راه ماموران امنیتی ضمن دستور توقف به راننده اتوبوس كلیه سرنشینان مسیحی آنرا كه از قبل شناسایی كرده بودند را بازداشت نمودند. این گزارش همچنین می افزاید، كلیه این ۱۵ نفر پس از دستگیری به بازداشتگاه اداره كل اطلاعات خراسان منتقل میشوند . در آنجا به بطور مداوم و به مدت یك هفته تحت بازجوئی شدیدی بوده اند و فشار زیادی به آنها وارد شده است . پس از گذشت یك هفته سرانجام ۱۳نفر از آنان با امضای تعهد نامه و سایر فرمهائی كه در اینگونه موارد به اجبار باید آنها را امضاء كنند بطور موقت آزاد میشوند .
۲ نفر دیگر از بازداشت شدگان مسیحی به اسامی رضا ( استیفان) ۴۸ ساله و احسان بهروز ۲۳ ساله كه حاضر به امضای تعهد نامه و فرمهای مذكور نشدند همچنان در بازداشت باقی مانده اند .
گزارشات حاكی از آن است كه "احسان بهروز" در همان روز بازداشت حوالی ساعت ۸ شب بهمراه سه تن از ماموران اطلاعات به محل سكونتش در خیابان نخ ریسی مشهد مراجعه میكنند و ماموران امنیتی پس از بازرسی و تفتیش منزل وی كلیه لوازم شخصی ، كامپیوتر ، كتب و نشریات ایشان را ضبط و با خود می برند. از زمانی كه آقای بهروز به همراه ماموران و وسایل ضبط شده از منزل خارج شده است خانواده وی تا كنون اطلاع دقیقی از آنچه بر او گذشته است ندارند . در طی این مدت او فقط دوبار در تماسهای تلفنی كوتاهی كه با خانواده اش گرفته است اعلام كرده كه سالم میباشد . احسان بهروز دانشجو و از اعضای كلیساهای خانگی مشهد میباشد . این منابع گزارش دادند كه رضا ( استیفان ) متاهل و دارای ۲ فرزند می باشد و خانواده های این بازداشت شدگان مسیحی به شدت نگران وضعیت آنها هستند . این در حالی است كه گفته می شود هر دو آنان همچنان در بازداشتگاه اطلاعات مشهد بسر می برند و برای آنان در شعبه ۹۰۱ دادگاه انقلاب واقع در خیابان كوهسنگی تشكیل پرونده شده است . تاكنون هیچ گونه خبری از تفهیم اتهام و انتخاب وكیل برای آنان نیست و مشخص نشده تا چه زمانی باید در بازداشت و بلا تكلیفی بسر ببرند . این بازداشت ها و فشار ها بر مسیحیان در مشهد در حالی صورت میگیرد كه "علی گلچین" زندانی مسیحی ساكن ورامین كه همچنان پس از گذشت قریب ۸۰ روز در زندان انفرادی اوین بسر می برد. لازم به ذكر است بازداشت شدگان مسیحی در سالجاری كه عموما از نومسیحیان هستند و تاكنون بطور موقت در شهرهای مختلف كشور تا زمان تشكیل دادگاه با وثیقه آزاد شده اند، همچنان در انتظار روز محاكمه بسر می برند . ***** هرانا؛ سه مرد در زندان کارون اهواز اعدام شدند خبرگزاری هرانا - حکم اعدام سه تن از زندانیان زندان کارون اهواز به اتهام قاچاق مواد مخدر صبح دیروز در شهرستان اهواز اجرا شد. بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، در تاریخ 4 مرداد 89، حکم اعدام سه تن از زندانیان محبوس در زندان کارون اهواز اجرا شد. این افراد به اتهام حمل و نگهداری مواد مخدر بازداشت و از سوي دادگاه انقلاب اهواز به اعدام محکوم شدند و حکم صادره درخصوص آنان از سوي دادستاني کشور تاييد شده بود. بنا به آمار ارائه شده از سوی واحد آمار،نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در سه ماهه نخست سالجاری بیش از 100 نفر در ایران اعدام شدند ***** یک مرد در قزوین اعدام شد خبرگزاری هرانا - بامداد امروز یک مرد در قزوین که به اتهام تجاوز به عنف به اعدام محکوم شد بود، اعدام شد. به گزارش فارس، يوسف - خ فردي است كه آبان ماه سال گذشته در پي تجاوز به عنف دستگير شد و پس از بررسي قضايي به اعدام محكوم شد. اتهامات این فرد از سوی دستگاه قضایی تجاوز به عنف، اقدام به قتل و سرقت اعلام شده است، این در حالی است که منابع مستقل این اتهامات را تا کنون تائید نکرده اند. به گزارش واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، جمهوری اسلامی ایران در سه ماه نخست سال جاری بیش از 100 نفر را به صورت رسمی اعدام کرده است. لازم به ذکر است که آمار ارائه شده تنها از اعلام در جراید و روزنامه ها جمع آوری شده است و آمار واقعی اعدام در ایران بیش از رقم اعلام شده است. ***** هرانا؛ توزیع غذای آلوده در بند ویژه روحانیت خبرگزری هرانا - زندانیان محبوس در بند ویژه روحانیت روز سه شنبه مورخ ۴ مردادماه سال جاری به دلیل تداوم توزیع غذای آلوده در این بند از خوردن غذای زندان امتناع کردند. بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، توزیع غذای آلوده و وجود انواع جانوران و حشرات در غذای زندان به روندی عادی تبدیل شده است این روند تا جایی ادامه داشت که روز سه شنبه 5 مردادماه، در غذای زندانیان این بند چند حیوان (مارمولک) پیدا شده است. شواهد حاکی از آن است که برخی از زندانیان به دلیل دیر متوجه شدن این موضوع، دچار عوارض روحی و جسمی خوردن غذای آلوده شده و به بهداری زندان منتقل شدند. هم چنین، صبح امروز 5 شنبه، در واکنش به اعتراض زندانیان یکی از مسئولین زندان دراین بند حاضر شده و به جای رسیدگی به موضوع، آنرا حادثه ای اتفاقی عنوان داشته است. لازم به ذکر است زندانیان بند ویژه روحانیت که آیت الله کاظمینی بروجردی از روحانیون سرشناس و معترض جزو آنان است از روز سه شنیه تا کنون از خوردن غذاهای زندان امتناع نموده اند که این امتناع با توجه به نبود تغذیه مناسب، زندانیان را با مشکلات عدیده ای مواجه کرده است. ***** حکم اعدام جعفر کاظمی تائید و به اجرای احکام ارسال شد خبرگزاری هرانا - حکم اعدام جعفرکاظمی از سوی دادگاه تجدیدنظر تایید و درخواست اعاده دارسی وی نیز توسط شعبه ۳۱ دیوان عالی رد شده است. این حکم توسط دادگاه تجدید نظر شعبه ۳۶ استان تهران به ریاست حجت الاسلام زرگر تایید شده است. خانم غنوی وکیل وی در گفتگو با یک وب سایت حامی حقوق بشر گفت که موکلش مدتها درزندان انفرادی بوده ولی از اینکه انواع دیگری فشار بر وی یا خانواده اش آمده باشد مطلع نیست. جعفر کاظمی، ۴۶ ساله، لیتوگراف کتب درسی و جزوات دانشگاه امیر کبیر، روز ۲۷ شهریور در میدان هفت تیر دستگیر و به سلول انفرادی بند ۲۰۹ منتقل و پس از ۷۴ روز به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد. جعفر کاظمی پیش از این نیز از سال ۱۳۶۰ تا اواخر سال ۱۳۶۹ زندانی بوده است. رودابه اکبری،همسر جعفر کاظمی، طی نامهای از دبیر کل سازمان ملل برای متوقف کردن حکم اعدام همسرش کمک خواسته است. وی ابتدا در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب محاکمه شده بود. خانم غنوی پیرامون اتهام موکل اش گفت: «جعفر کاظمی، متهم به محاربه از طریق هواداری گروه مجاهدین است اگرچه هیچ یک از بازجویی¬ها اتهامات وارده را نپذیرفته است.» وی افزود: « اتهام محاربه از جمله جرائمی است که قانونگذار باید شرایط فقهی را به سبب این که ریشه فقهی دارد لحاظ کند؛ از جمله این که اقدام مسلحانه هست که اکثر علمای شیعه معتقدند محارب به کسی می گویند که دست به سلاح ببرد. در مورد موکل من این طور نبوده، ایشان صرفا در اجتماعات بعد از انتخابات حضور داشته است و احتمال دارد شعارهایی هم داده باشد اما به عنوان وکیل معتقد هستم بحث محاربه در مورد ایشان اصلا مصداق پیدا نمی کند.» نسیم غنوی در خصوص دفاعیات مطرح شده در دادگاه گفت: «متأسفانه نه دادگاه بدوی به دفاعیات ما توجه کرد نه تجدید نظر و دیوان هم همین طور و بحث محاربه را در مورد ایشان صادق دانستند.» به گفته وکیل این پرونده، حکم جعفر کاظمی در اجرای احکام است و از نظر قانونی هیچ اقدامی برای نجات جان جعفر کاظمی در حال حاضر، میسری نیست.» ***** هشدار دیده بان حقوق بشر نسبت به وضعیت جسمانی کبودوند همزمان با انتشار خبری مبنی بر وضعیت وخیم جسمانیِ محمد صدیق کبودوند، فعال مدنی و روزنامه نگار زندانیِ کرد، سازمان دیده بان حقوق بشر با صدور بیانیه ای، خواستار معالجه فوری و همچنین آزادی وی گردید. این سازمان همچنین نسبت به وضعیت ١۶ زندانی سیاسی کردِ محکوم به اعدام، اعلام خطر کرد. محمد صدیق کبودوند، در سال ۱۳۸۶ بدلیل فعالیت های حقوق بشری دستگیر و بعد از یک سال بازداشت، به اتهام "نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی از طریق تشکیل سازمان حقوق بشر کردستان" و "فعالیت در آن"، نوسط دادگاه انقلاب به ۱۱ سال حبس محکوم شد و هم اکنون در زندان اوین تهران محبوس است. رسانه های خبری و فعالین حقوق بشری و همچنین سایت دیده بان حقوق بشر، روز چهارشنبه ۶ مرداد (۲۸ ژوئیه) از احتمال سکته مغزی کبودوند خبر دادند. دیده بان حقوق بشر در این زمینه اعلام کرد: "به نظر می رسد که کبودوند در تاریخ ۱۵ ژوئیه در زندان دچار سکته مغزی شده و بنا به اظهارات خانواده وی تا کنون از دسترسی به معالجات پزشکی مورد نیاز محروم مانده است." این سازمان غیر دولتی که مقر آن در نیویورک است، با استناد به نامه ای که می گوید کبودوند از زندان منتشر کرده، خاطرنشان کرده است "او دچار سرگیجه های شدید و اختلال بخشی از مغز و اعصاب و اختلالات حسی، حرکتی و بینایی شده، اما در درمانگاه زندان اوین بطور مناسب معالجه نشده است." آن طور که دیده بان حقوق بشر اعلام کرده، نسرین ستوده، وکیل کبودوند، ۱۵ ژوئیه در این رابطه به مقام های قضایی شکایت کرد و خواهان معالجه فوری موکلش شد، ولی جوابی دریافت نکرده است. جو استورک، معاون بخش خاورمیانه در دیده بان حقوق بشر، چهارشنبه خاطرنشان کرد: "مقامات ایران پاسخگوی سلامت وی بوده و موظف هستند که امکان معالجات پزشکی مورد نیاز را برای او فراهم آورند." گفتنی است کبودوند طی سال های گذشته برنده چند جایزه بین المللی در زمینه حقوق بشر و روزنامه نگاری شده است. او در مراسم سال ۲۰۰۹ جوایز مطبوعات بریتانیا به عنوان روزنامه نگار بین المللی سال برگزیده شد و در زمستان سال ۱۳۸۷ نیز جایزه هلمن – همت سازمان دیدبان حقوق بشر را نیز به خود اختصاص داد. این سازمان مدافع حقوق بشر، همچنین در بیانیه خود، با انتشار فهرست ۱۶ فعال کرد که در ایران در معرض خطر اعدام هستند، نسبت به وضعیت آنان اعلام خطر کرد. زینب جلالیان، رستم ارکیا، حسین خضری، انور رستمی، محمد امین عبداللهی، قادر محمد زاده، حبیب الله لطیفی، شیرکو معارفی، مصطفی سلیمی، حسن طلعی، ایرج محمدی، رشید اخکندی، محمد امین اگوشی، احمد پولاد خانی، سید سمی حسینی و سید جمال محمدی، در زندانهای ایران منتظر اجرای حکم اعدام هستند. ***** اعتراض نود روزنامهنگار نسبت به هتک حرمت به عبدالرضا تاجیک خبرگزاری هرانا - بیش از نود روزنامهنگار طی نامهای خطاب به دادستان تهران نسبت به وضعیت عبدالرضا تاجیک ، روزنامهنگار دربند؛ اظهار نگرانی کرده و خواستار آزادی فوری او شدند. به گزارش کلمه،این روزنامهنگاران با اشاره به اخباری مبنی بر «هتک حرمت»همکار زندانیشان تاکید کردند که « تردیدی نداریم که این عبدالرضا تاجیک نیست که «هتک حرمت» شد، بلکه عدالت، قانون و حق انسان است که «هتکحرمت»میشود و ساختار سیاسی و حقوقی ما است که بیحرمت میگردد.» متن کامل این نامه به شرح زیر است:
به نام خدا جناب آقای عباس جعفری دولتآبادی
دادستان محترم تهران چنانچه مستحضرید اکنون نزدیک به پنجاه روز است که از بازداشت دوست وهمکار ما عبدالرضا تاجیک میگذرد. او پیش از این نیز دوبار بدون ارائه هیچ دلیل قانعکنندهای و بدون مشخص بودن اتهاماتش بازداشت شده بود. این بار نیز بدون طی مراحل قانونی و بدون احضاریه کتبی دستگیر شده و بر خلاف قانون، خانوادهاش هفتهها از وی بیخبر بودند ودر همه این مراحل،وکیل ایشان آقای دکتر محمد شریف موفق به ملاقات با موکلش نشد. سرانجام پس از گذشت یکماه از بازداشت او، خانواده موفق به ملاقات شدند،اما در آن دیدار اخبار باورنکردنی و نگرانکنندهای شنیدند که گزارش آن چند روز پیش در نامهای خطاب به رئیس قوهی قضائیه آمده است. بر اساس نامهای که خانوادهی ایشان منتشر کردهاند و مطابق گفته عبدالرضاتاجیک، او در یکی از مراحل بازجویی و در حضور معاون جنابعالی و بازپرس ویژهی پرونده مورد «هتک حرمت» قرار گرفته است. جناب آقای دادستان باور نمیکردیم که روزی برای اعتراض به «هتک حرمت» به دوستان روزنامهنگارمان در زندانها به مقامات مسئول نامه بنویسیم. با اینهمه تردیدی نداریم که این عبدالرضا تاجیک نیست که «هتک حرمت» شد، بلکه عدالت،قانون و حق انسان است که هتکحرمت میشود و ساختار سیاسی و حقوقی ما است که بیحرمت میگردد. چه شده است که امروز امکان عبور از شرافت و آدمیت چنین آسان شده است؟ و آیا نباید سوگوار فاجعهای باشیم که در زندانهاتوسط برخی از ماموران اتفاق میافتد؟ جناب آقای جعفری دولتآبادی ما نگران وضعیت عبدالرضا تاجیک در زندان هستیم بدیهیترین حق او در چنین شرایطی آزادی است و ما درخواست آزادی بیقید و شرط همکارمان را وفق مقررات قانونی داریم، همچنین از شما میخواهیم که شجاعانه و بدون توجه به ملاحظات و فشارهای احتمالی چرایی و چگونگی این حادثه را پیگیری کرده ومتخلفان را محاکمه کنید. *****
|